تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ودر ضمن العقد شرط شد كه عند لزوم المبيع 1 ، اختيار فسخ ومطالبهء ثمن با مشترى بوده باشد ، وخالد ضامن شد كه عند المطالبة للثمن ، از عهده بر آيد آن ثمن ومال المصالحة را ، حكم مراتب مزبوره را بيان فرمايند . جواب : اگر مراد اين است كه زيد باغ خود را فروخت به عمرو ، وشرط كرد كه بعد از انقضاى مدت ، خيار از براي بايع ثابت باشد اگر در آن ظرف معين ، رد مثل ثمن نمايد مسلط بر فسخ بيع باشد والا بيع لازم باشد . اين بيع صحيح است . واگر زمان خيار معين نيست ، باطل است . واما مصالحه كردن مشترى منافع مبيع را در مدت سه ماه به مبلغ معين ، آن هم صحيح است . واما شرط كردن اينكه بعد از لزوم بيع ، خيار از براي مشترى باشد در فسخ بيع واسترداد ثمن ، آن هم صحيح است ، به شرطي كه ظرف زمان خيار در آن معين باشد . والا باطل است . واما ضامن شدن خالد ، كه اگر مشترى بعد از لزوم بيع ، فسخ كند بيع را به سبب خيارى كه شرط شده از براي أو واسترداد ثمن كند ، كه ثمن را به مشترى برساند . پس آن صحيح نيست . چون ضمان " مالم يجب " است . واما ضامن شده وجه مصالحه را : اگر مراد اين است كه آن وجه مصالحه است كه از منافع أيام سه ماه ، است ( كه بايد بايع به مشترى بدهد ، وبايع نقد ندارد ودر ذمهء أو بود ) خالد ضامن آن هم شد ، اين ضمان صحيح است . واگر مراد چيز ديگر است كه من نمىفهمم ، تقصير از سائل است كه نامربوط نوشته ، وآنچه در باب بيع شرط گفتيم ، در صورتي است كه زمان 2 خيار را بعد از انقضاى سه ماه قرار داده باشند . واما هر گاه زمان خيار هم همان مدت سه ماه باشد كه هر وقت بايع در ظرف سه ماه رد ثمن كند مسلط بر فسخ بيع باشد ، پس در آنجا ديگر ضرور نيست كه ظرف زمان خيار را على حده قرار بدهند . بلكه همان تعيين سه ماه كافى است .
هامش
1 : كذا ، وليكن به جاى لفظ " مبيع " لفظ " بيع " بايد باشد . 2 : در نسخه : ضمان