تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
اما هر گاه غالبي نباشد . يا متعدد باشد غالب ، ومختلف باشند در قيمت ومرغوبيت ، معامله باطل است . ودر صورت نزاع در صحت وفساد ، قول مدعى صحت مقدم است با يمين . ودر صورت فساد بايد مشترى عين متاع را رد كند . وهر گاه تلف شده باشد ، بايد مثل يا قيمت روز تلف آن ، را بدهد ، وربحى كه كرده باشد تابع عين است وبايد غرامت آن را بدهد . واگر نقصانى كرده باشد هم از كيسهء أو رفته ومتوجه صاحب متاع نيست . ومشترى مستحق أجرة المثل عمل هم نيست . والله العالم باحكامه .
131 - سؤال : هر گاه شخصي ملكي را در نزد شخصي ديگر بيع شرط كرد ، وضامن فساد هم گرديد . وبعد بيع شرط كردن ، مشترى آن ملك را به بايع به صيغهء مصالحهء شرعيه منتقل نموده به مبلغ معينى . وبعد كاشف فساد بر آمد كه آن ملك مال غير است . وآن غير ملك مزبور را متصرف ، والحال مشترى مطالبهء أصل ثمن بيع شرط را مع مال المصالحة از بايع غاصب ، مىنمايد . وبايع در جواب [ مىگويد ] كه تو مستحق أصل مال المبايعة مىباشى واستحقاق مال المصالحة را ندارى . آيا در چنين صورتي مشترى مستحق مال المصالحة هم مىباشد يا نه ؟ - ؟ . جواب : ظاهر اين است كه مراد از " ضمان كاشف فساد " اين است كه ضامن عهدهء ثمن باشد ، كه اگر مبيع مستحق غير بر آيد بايع از عهدهء ثمن بر آيد . وهر چند اين ضمان لازم أصل مبيع هست ( خواه شرط ضمان بكند يا نه ) ليكن چون عقد ضمان شرايط وثمرات على حده دارد ، تصريح به آن كرده‌اند كه عقد ضمان هم صحيح است . بخلاف آن كه ضامن خسرانى شود كه بعد حادث مىشود به سبب غرس أشجار وبناء عمارت وأمثال آن . كه در آنها نيز هر چند ضمانى كه لازم أصل بيع است ، بىاشكال است . ولكن اشكال در صحت عقد ضمان است در آنها على حده . وبه هر حال ظاهر اين است كه پس دادن وجه مصالحه داخل آنها باشد ، ومشترى مطالبهء وجه مصالحه نمىتواند كرد . واما صحت وجواز مصالحه در زمان خيار ، هر چند مستحق غير هم بر نيايد . پس ما هر چند آن را تجويز نمىكنيم نسبت به غير بايع ، ولكن نسبت به بايع مضايقه نداريم ، و