كتاب التجارة من المجلد الثالث 1
130 - سوال : زيد به عمرو ، مالي فروخته به زر معين " باجاقلى " 2 پنج هزار
وهفت صد وپنجاه دينار . ووعدهاى مشخص واخذ " تمسك 3 " نموده ، وبعد باجاقلى ترقى
نموده وعددي شش هزار شده ، عمرو مشترى جواب مىگويد كه من در حين معامله ، زر
را معين ننمودم . واز براي آنكه در ميان مردم زر باجاقلى داد وستد مىشد ، محرر
" تمسك " را چنان نوشته . من حال يا زر ديگر مىخواهم بدهم يا باجاقلى عددي شش
هزار ، در اينجا آيا معامله صحيح است يا فاسد ؟ - ؟ در صورت فساد وبطلان معامله آيا
مشترى بايد عينالمال را رد نمايد ؟ يا قيمتي را كه مال را فروخته بايد به مالك برساند ؟
وچنانچه سوخت نموده باشد بايد صاحب مال متحمل سوخت شود ؟ يا مشترى از عهدهء
قيمت فروش مال بر آيد واجرت المثل خود را بگيرد - ؟
جواب : در صحت معامله شرط است تعيين ثمن . پس هر گاه معين شده زر باجاقلى
بدهد ، بايد همان را بدهد به همان قيمت روز معامله . وهمچنين هر گاه مطلق گفته
باشند وزرى غالب باشد در معاملات آن بلد ، اطلاق منصرف به آن مىشود ، وهر گاه
زر غالب در معاملات متعدد شده ودر قيمت ومرغوبيت هر دو مساوى باشند ، باز صحيح
است ومختار است در دادن هر كدام كه خواهد .
هامش
1 : مراد از مجلد ثالث دفتر سوم است همان طور كه قبلا توضيح داده شد جامع الشتات از مجموع سه دفتر
تشكيل يافته كه دو بار در عصر مرحوم ميرزا ( توسط نسخه برداران ) منتشر شده ابتدأ دفتر أول ودوم با هم ،
سپس هر سه دفتر در كنار هم .
2 : باجاقلى : باجى اوقلى : باجى اوغلو : باجى اوغلى : لفظ مركب تركى به معناى " خواهر زاده - پسر خواهر -
مىباشد . همان طور كه در فارسي كلمات مركب على زاده ، بابا زاده عنوان ( يا نام ) فاميلى مىشود ، در تركى
علاوة بر آن ( على اوغلو ، بابا اوغلو ) ، خواهر زاده ، عمه زاده نيز در قالب باجى اوغلو وعمه اوغلو ، نام فاميلى
قرار مىگيرد .
سكه باجى اوغلو در كشور عثمانى به مباشرت شخصي به نام باجى اوغلو ضرب مىگرديد .
3 : تمسك : حجت ، سند مكتوب