تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
وبيان فرمايند كه نقصى كه در ملك به هم مىرسد به جهت وضع شارع ، بايد به همان نسبت ، زيد بايع از ثمن رد نمايد يا نه ؟ - ؟ أعم از آنكه تنگى مكان يا خرابى به جهت شارع باشد يا نه . جواب : ظاهر اين است كه جهالت طاريه ، در فساد بيع مدخليت دارد ، زيرا كه عقد بيع كه بر مجموع مبيع واقع مىشود بر هر يك از اجزاء آن هم واقع مىشود . ودليل بر آن خيار تبعض صفقه است . زيرا كه اگر بيع بر هر بعض واقع نشده چگونه در بعض صحيح مىشود . ؟ . از اين جهت است كه بعضي به سبب تبعض صفقه ، اشكال در صحت كرده‌اند . چون عقد بر مجموع واقع شده ، وجزء مغاير كل است . پس هر گاه ثابت شد كه هر يك از اجزاء ، مورد بيع است ( وثمرهء آن در حين خيار تبعض صفقه ظاهر مىشود ) پس چنان كه در مجموع مبيع معلوميت ، شرط است ، در بعض ( كه هر گاه فرض شود كه همان مورد بيع خواهد بود لا غير ) هم معلوميت ، شرط است . وبا جهالت صحيح نخواهد بود . بيش از اين نيست كه در حال بيع چون متفطن اين معنى نيست ، جهالت آن جزء را تصور نكرده . پس حقيقتا آن جزء از براي [ أو ] مجهول است ولكن نمىداند كه مجهول است . وجهل مركب ، از حقيقت جهل خارج نيست . بلى ظهور آن بعد از انكشاف استحقاق غير در بعض ، حاصل مىشود . واز اين جهت است كه حكم كرده‌اند به بطلان بيع به كيل غير معلوم ، وسنگ غير معروف يعنى غير متعارف بلد . هر چند در نظر متبايعين مشاهد ومعين است ، ومعتقد آنها اين است كه عين معينه غير مجهوله را فروخته وخريده‌اند . ولكن چون در نفس الامر براي آنها مجهول است بيع فاسد است . وبه هر حال ، چون بيع غالبا در معرض تزلزل است ، واستقرار كامل آن موقوف است به عدم ظهور موجب خيارى . پس چنان كه در أصل انتقال جهالت مضر است در استقرار آن هم جهالت مضر است . پس هر گاه در حين ظهور تبعض صفقه ، ظاهر شد جهالت هر يك از بعضين ، كه موجب جهالت آن بعضي است كه عقد بر آن بالذات صحيح
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 200 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي