123 - سؤال : زيد خانه ومحوطه به عمرو فروخته ، به حدود معينى . وبعد از چند
وقتي مشخص شده كه زيد بايع ، ( عمدا يا سهوا ) طريق ومعبر وشارع عام را داخل خانه
ومحوطهء خود نموده وبه مشترى فروخته .
ومشترى كه عمرو است همان خانهء ومحوطهء معروضه را ( قبل از بروز دخول شارع
در مبيع ) به زيد فروخته به بيع شرط . وقدر شارع بر مشترى ، غير معين [ است ] . بيان
فرمايند كه جهالت طاريه بعد از عقد موجب جهالت در مبيع وفساد بيع مىشود ؟ . يا
آنكه تعين به حدود حين العقد ، كافى است در صحت بيع . ؟ .
ودر صورت صحت بيع أول ، آيا بعد از انتقال عمرو مشترى ، مزبور را به زيد
( بايع أول ) به بيع شرط . قبل از انقضاى مدت خيار ، يا بعد از انقضاء ولزوم ، فسخ بيع به
خيار شركت يا خيار تبعض صفقه يا خيار غبن ، از براي عمرو مشترى شرعا جايز است يا
نه ؟ - ؟
وهر گاه بايع خواسته باشد به احاديثى كه در باب " احياء الموات " به جهت تعيين
طرق وشوارع وارد شده - به اين مضمون كه پنج ذرع يا هفت ذرع باشد - مىتواند تعيين
شارع ، نمايد به اين نحو كه نصف ذرع به قياس احياء موات از ملك خود به جهت معبر
عام وضع نمايد هر چند عمرو مشترى به اين راضى نباشد - ؟ . يا آنكه بايد مشخص شود
كه چقدر از ملك مزبور شارع وچقدر ملك است . وبعد از آنكه معين شود قدر شارع آيا
معامله صحيح است در قدر ملك ؟ . وبعد از وضع شارع ، بايد از ثمن به قدر شارع وضع
شود ( يعنى زيد بايع به قدر قيمت ملك خود بعد از وضع شارع ، از ثمن اخذ وباقي را
تسليم عمرو مشترى نمايد ) - ؟ . يا قسمي ديگر است ؟ .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: الميرزا القمي
ص١٩٩