تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
صاحب مال باشد . وظاهر است كه ثمن بعد عقد ، مال بايع مىشود ( هر چند در زمان خيار باشد ، على الأشهر الأقوى ) ، اين است كه حكم مختص به مبيع باشد . واشعار " علت منصوصه " به مرتبه‌اى نيست كه اعتماد به آن توان كرد . با وجود آنكه حديث ضعيف 1 است وانجبار ضعف آن به شهرت وعمل ( در غير مبيع ) تابع آن است كه عمل ايشان بر اين هم ثابت بشود . وآن معلوم نيست . بلكه غير كلام آخوند ( ره ) در كلام ديگران اشاره به آن نديده‌ام . وممكن است كه بگوئيم : چون غالب اين است كه ثمن چيزى است كه در ذمه است . وتعيين آن به تسليم مىشود ، پس تلف ثمن قبل از قبض نادر است . مگر مثل جائى كه مثلا حيوان معينى را به حيوان معينى بفروشد . يعنى بيع به غير نقود باشد . [ همچنين ] به غير مثل غلات داده باشد . وبه همان اشعار روايت عقبه وظاهر " دعوى اتفاق " آخوند اكتفاء كنيم . واين نيز خالى از اشكال نيست . وبدان كه : جمعى از علما تصريح كرده‌اند كه مراد در اين مسئله اين است كه تلف از جانب خدا باشد . وظاهر روايت نبوي ( ص ) هم اين است . بلكه روايت عقبه هم . چون دزد بردن معلوم نيست كه دزد كيست . ومتبادر از سرقت ، سرقت خفيه است . نه نهب وغارت . پس گويا اين هم داخل تلف از جانب خدا باشد . به اين معنى كه متلف معلوم نيست ، كه ثمره داشته باشد وبه أو رجوع شود . واما اگر شخص معينى آن را تلف كرده باشد ، پس در مسالك گفته است " كه هر گاه متلف بايع باشد يا أجنبي ، مشترى اختيار دارد مىخواهد فسخ مىكند ورجوع مىكند به ثمن . ومىخواهد مطالبهء مثل يا قيمت آن را از متلف مىكند . وهر گاه متلف مشترى باشد - هر چند به سبب تفريط أو باشد 2 - پس از كيسهء أو رفته . واين به منزلهء قبض است " . وصاحب كفاية هم گفته است كه اين دور نيست .
هامش
1 : ضعف حديث به دليل مجهول بودن خود عقبه بن خالد وعبد الله بن هلال ، است . اين ضعف در مورد مبيع بوسيلة عمل أصحاب منجبر ( جبران ) مىشود ولى نسبت به ثمن ، چنين جبرانى نيست . 2 : يعنى ولو قصد اتلاف نداشته وتنها در حفظ آن تفريط كرده است
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 182 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي