تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
نيست . بلكه مفروض اين است كه تسليم نكردن بايع ، يا از راه ممانعت مشترى است در دادن قيمت . يا از باب اتفاق [ كه ] بايع تسليم نكرده ومشترى هم از پى أو نيامده . نه از باب تمانع ومناقشه . واين منافاة با لزوم تسليم ندارد ، اگر مطالبه از طرفين واقع مىشد . واز اين جهت است كه عنوان مسئله [ را ] از براي بايع ، قرار داده‌اند وگفته‌اند " من باع ولم يقبض المبيع فهو لازم إلى ثلاثة أيام ثم له الخيار " پس هر گاه بايع بفروشد مبيع را ، وپشيمان شود وبه قبض مشترى ندهد ومشترى هم از جهت منع بايع قيمت را ندهد ومطالبهء مبيع ، كند وبگويد " مبيع را تسليم كن تا من ثمن را تسليم كنم " وبايع قبول كند . معلوم نيست كه فتواى ايشان در اينجا هم ثبوت خيار فسخ باشد از براي بايع . ولكن در كلام ايشان تصريحى به اين مطلب نديدم .
111 - سئوال : هر گاه كسى ملكي را به مكر وحيله ودروغ بخرد . منافع آن چه صورت دارد ؟ ونماز در آن چه صورت دارد ؟ وهمچنين هر گاه به واسطهء ظالمي بخرد - ؟ . جواب : بيع غش ( خواه از قبيل آب در شير كردن باشد يا در تاريكى فروختن ) حرام است . وهمچنين عمدا فريب دادن ومغبون كردن حرام است . ولكن أصل بيع ، فاسد نيست . ومنافع آن حرام نيست . ونماز كردن در آن باطل نيست . بلى . خيار ، از براي مغبون ومغرور ، در فسخ معامله هست . واما بيع مجهول : پس آن حرام وباطل است . مگر با ضم ضميمه به تفصيلي كه در أوايل كتاب 1 بيان كرديم . واما خريدن به واسطه ظالم : پس هر گاه جبر بكند مالك را بر بيع ، وبه اكراه بفروشد ، وبعد از آن اجازه وامضا نكند ، هم حرام است وهم باطل . ومنافع اين دو
هامش
1 : منظور از " كتاب " بخش تجارت ( كتاب التجارة ) است . رجوع كنيد به مسئله شماره 74 همين مجلد ، كه سخن از فروش " ما هي نيزار " است