تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
پيش گفتيم ( كه هر گاه قبل از بيع ادعاى حريت كرده بود ودر حين بيع ساكت بود ، اظهر حريت است ) ظاهر مىشود . بلكه آن ، اظهر از اين خواهد بود . هر گاه دانستى اين مقدمات را ، پس بر مىگرديم به صورت سئوال . ومىگوئيم : در صورتي كه كنيزى در دست مسلمى باشد وبفروشد . اقرار بايع به اينكه آن كنيز " مطيع الاسلام " بوده ، مسموع نيست ، بعد از اقرار به كنيز بودن آن . چون اقرار بر غير 1 است . وهمچنين ساكت بودن كنيز ضرر ندارد به صحت بيع ، على الأظهر . وهر گاه بعد از انعقاد بيع با شرايط ادعا كند آن كنيز حريت را ، اظهر عدم سماع قول أو است . واما هر گاه به ثبوت برسد كه قبل از بيع ادعاى حريت كرده بوده ودر حين بيع ساكت باشد ، اظهر حريت أو است . خواه بعد از بيع ادعا بكند يا نه . واگر در حالت بيع ادعا كند حريت را ، حكم آن حريت كنيز است . وبدان كه : مراد از " ادعاى مملوك حريت را " اين است كه على الاطلاق دعوى كند . واما اگر بگويد كه " مملوك مولائى بودم اما آزادم كرد . " در اينجا اشكالى نيست كه محتاج است به بينه واثبات .
99 - سئوال : هر گاه كسى ملكي بيع شرط كند . وقبل از انقضاى مدت ، مثل ثمن را ببرد به نزد مشترى ، وتخليهء يد كند . ومشترى از باب لجاج قبول نكند . والجاء بايع آن وجه را ( از خوف تلف يا انكار مشترى ) بر دارد وبرود . آيا بيع منفسح مىشود يا نه ؟ - ؟ جواب : در صورت مزبوره ، بر بايع لازم است كه وجه را تسليم حاكم شرع نمايد . يا به أميني بسپارد ( از ثقات مومنين ) هر گاه حاكمى نباشد . يا بگذارد در نزد مشترى به نحوى كه مانعى از براي أو از اخذ نباشد . وبرود . وبايد فسخ كند يعنى بگويد فسخ كردم بيع را . هر گاه چنين كرده ، بيع مال بايع مىشود . وهر گاه وجه را نگذاشته است در صورت مزبوره همان مشغول الذمهء وجه است . ومبيع مال بايع است . وهر گاه صيغهء فسخ را در آن حال نگفته ( هر چند به فارسي باشد ) بعد هم مىتواند گفت . به جهت آنكه منافاتى نيست ما بين
هامش
1 : با توجه به " ضمان " وخيار فسخ . وتوجه به نتيجة اقرار پس از فسخ به خود بايع ، چنين اقراري بر عليه " خود " هم هست
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 141 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي