سقوط دعوى " غبن صلح غبن بيع " اين است كه بگويد " صلح كرديم غبن مبيع را
هر چند هزار هزار برابر گنجايش داشته باشد " ومثل آن ، از ألفاظ . والا در هر صلحى
دعوى غبن مىتوان كرد وبه جائى بند نمىشود .
96 - سئوال : زيد جنسي را به يك تومان خريده ومىگويد به دوازده هزار دينار
خريدهام ، آيا بيع باطل است ؟ وتصرف در آن مال حرام است ؟ يا بيع صحيح است
وهمان زيادتى حرام است - ؟ ويا هيچ يك حرام نيست وهمان معصيت كرده است - ؟
وهمچنين ، هر گاه بعد از زياد گفتن راس المال ، متاع را به مشترى بدهد به نفس
رأس المال واقعي ، واما گمان مشترى اين است كه أو از سرمايه كم كرده است
ومىخرد - ؟
جواب : ظاهر اين است كه هيچ يك حرام نباشد . نه أصل مايه ونه زيادتى كه دروغ
گفته است . بلكه همان فعل حرام است . ولكن مشترى بعد از اطلاع ، خيار فسخ دارد .
واما صورت آخرى ، پس ظاهر اين است كه آن نيز مثل سابق است . كه همان معصيت
است وهمان خيار فسخ هم باشد .
97 - سئوال : هر گاه زيد متاعي چند خريده باشد . ودر طومار خريده بود ، بر هر
متاعي علاوة بر راس المال ، نوشته وبياورد به بلد ديگر ، وآن طومار را به مشترى بنمايد
وبگويد كه من از تفصيل كه در اينجا نوشتهام در هر يك از آنها اينقدر علاوة
مىفروشم . جايز است يا نه ؟ - ؟
جواب : ظاهر اين است كه جايز است ، به شرطي كه نگويد كه آنچه نوشتهام
راس المال ، است . وهر گاه بگويد گناه كرده است . ولكن بيع باطل نمىشود ومشترى بعد
از اطلاع ، خيار فسخ دارد .
98 - سؤال : هر گاه كسى ، كنيزى بفروشد ، وبگويد اين كنيز است وآن كنيز
ساكت باشد . وبعد از عقد بيع ، بايع بگويد كه اين كنيز از جمله أهل ذمه است كه مطيع
اسلام بودهاند . وكنيز هم بگويد بلى چنين است . آيا اين بيع صحيح است يا فاسد ؟ - ؟