تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
وليكن به اين ، اشكال مىشود به اينكه اين سخن در وقتي تمام است كه دليل أصل مسئله واخبار غبن ، منحصر باشد در نفى ضرر ، كه بگوئيم چون در ما نحن فيه ضرر نيست پس خيار ثابت نيست . ومفروض عدم انحصار دليل است در آن ، بلكه دليل بر أصل مسئله ، اجماع منقول نيز هست وبعضي اخبار هم اشاره به آن دارد . بلكه مىتوانيم گفت كه هر گاه دليل منحصر در نفى ضرر باشد هم ، باز سخن علامه تمام نيست . چون به محض حصول ضرر در أصل معامله ، خيار فسخ ثابت مىشود وآن مستصحب است . ومعلوم نيست كه رفع آن ضرر وتدارك آن ، به سبب دادن تفاوت قيمت ، منشاء زوال خيار باشد . واين خلاف در اينجا هم منافاة با آن اجماع در أصل مسئله ندارد ، چون موضوع مختلف است . چون آن اجماع بر ثبوت خيار غبن است در ابتداء ظهور غبن ، وحكم آن مستصحب است در حال بذل غابن تفاوت قيمت را .
85 - سئوال : هر گاه كسى خانه را به بيع شرط ، بفروشد . ودر حين انقضاى خيار به جهت عجز آن ، از رد " مثل ثمن " ، بيع لازم شود . وبعد مدتي مشترى نصف همان خانه را به بايع أول منتقل كند ونصف ديگر را به ديگرى . وبعد از آن شريك‌ها ارادهء قسمت كنند ، ودر حين تقويم خانه ظاهر شود كه بايع بيع أول ، غبن فاحش داشته وقيمت را نمىدانسته است . آيا در اين صورت ، خيار غبن از براي بايع أول هست وتسلط بر فسخ بيع شرط دارد يا نه ؟ - ؟ جواب : خيار غبن در بيع شرط هم جارى مىشود ، مثل ساير اقسام بيع . بل غالب اين است كه در بيع شرط ، مسامحه مىكنند ، وقيمت المثل مبيع به بيع شرط ، تفاوتى دارد با قيمت المثل بيع‌هاى ديگر لازم اين معنى را منظور داشته باشند . وبدان كه : مشهور بين علما اين است كه خيار غبن به تصرف ساقط نمىشود . خواه تصرف از غابن باشد يا از مغبون . وخواه تصرف بر وجهي باشد كه باعث خروج از ملك شود مثل بيع وعتق . يا مانعى به هم رسد مثل آنكه كنيز باشد وأو را وطى كند وفرزندى به هم رسد كه أم ولد شود ، يا نه . مگر اينكه مغبون مشترى باشد ومبيع را از
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 118 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي