تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
شد و من بعد از ورود به تبريز بر مزار او رفتم و فاتحه خواندم و آنگاه بمدرسه و خانقاهى گه غازان خان در محله شام بنا كرده بود قدم نهادم . در خانقاه عده‌اى از درويشان بودند و شنيدم كه دوازده تن از آنها در جنگ تبريز هنگامى كه سكنه محله شام بر سلطان احمد شوريدند بقتل رسيدند . درويشان خانقاه غازان خانى دسته جمع ، ذكر گرفتند و آنگاه يكى از آنها كه موئى سفيد و بلند تا كمر داشت و ريش‌سفيد او هم بكمر ميرسيد مرا مدح كرد و من مقدار زر بدرويشان بذل نمودم . در تبريز من مسجد عليشاه گيلانى را هم ديدم . عليشاه گيلانى وزير غازان خان بود و بخرج خود مسجدى به پا كرد و يك رشته قنات بوجود آورد تا اينكه آب آن از وسط مسجد بگذرد . وقتى من وارد آن مسجد شدم پندارى كه قدم به بهشت گذارده‌ام صحن آن مسجد را با سنك مرمر تراشيده مفروش كرده و ديوارها با كاشى مفروش شده بود و يك نهر آب زلال از وسط مسجد ميگذشت و مردم كنار آن نهر وضو ميگرفتند . سه روز بعد از ورود من به تبريز بازارها گشوده شد و من براى ديدن بازارهاى تبريز رفتم . بازارهاى تبريز همه ديدنى است اما دو بازار آن در جهان منحصر بفرد است يكى بازار جواهرفروشان و ديگرى بازار عنبرفروشان . وقتى من قدم به بازار جواهرفروشان نهادم از مشاهده انواع گوهرها كه در دكان‌ها به نظر ميرسيد مبهوت شدم . مقابل هر دكان يك مرد جوان خوش‌قيافه ايستاده بود و از مردم دعوت ميكرد كه قدم بدكان بگذارند و جواهر خريدارى كنند . لباس مردان جوان و زيبا رنگا - رنك و از حرير بود و عمامه‌هاى ظريف بر سرشان ديده ميشد و روى هرعمامه پر زده بودند . معلوم شد كه در آنجا بيشتر خريداران جواهر ، زن‌ها هستند باينجهت فروشندگان مردان جوان و زيبا را انتخاب مينمايند و با لباسهاى قشنك مقابل دكان‌ها به خدمت و اميدارند بازار ديگر تبريز كه بازار عنبرفروشان مىباشد كنار بازار جواهرفروشان قرار داشت و هنگامى كه من قدم به آن بازار گذاشتم بوى عطرهاى لطيف مرا مست كرد . چون در آن بازار علاوه بر عنبر ، همه نوع عطر ميفروشند و عطرهاى تبريز در كارگاه‌هاى مخصوص تقطير عطر فراهم مىشود و عطر گل سرخ محمدى و همچنين عطر گل زرد محمدى تبريز در دنيا بىنظير است . من مثل پيغمبر ( ص ) به عطر علاقه دارم و عطر خوب در مشام من اثر لذت‌بخش بوجود ميآورد و لذت عطر از لذايذى است كه سبب انحطاط و سستى مرد نميشود . در تبريز بطورى كه به من گفتند در فصل گل ، از يك خروار گل سرخ يا زرد محمدى يك مثقال عطر بدست ميآورند و بهاى آن عطر ، سه مثقال طلا مىباشد زيرا تقطير عطر ، مستلزم تحمل هزينه‌اى سنگين است عطر تبريز به همه جا ميرود و در تمام كشورها شهرت دارد و من در آن روز ، در بازار عنبرفروشان مقدارى عطرهاى گوناگون مثل عطر گل سرخ و گل زرد و عطر ياس و چند نافه مشك خريدارى كردم . در تبريز دو رودخانه وجود دارد يكى باسم ( مهرانرود ) و ديگرى بنام ( سردرود ) و هر دو رودخانه از كوه سهند واقع در جنوب تبريز سرچشمه ميگيرد و آب آن دو رودخانه طورى سرد است كه با اين‌كه مردم تبريز در زمستان يخ ميگيرند در تابستان احتياج به يخ ندارند