تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
ديگر اين‌كه پادشاه روم نوشته بود كه چون محال است من جرئت داشته باشم كه با ارابه‌هاى جنگى او پيكار كنم ناگزير خواهم بود كه در اردوگاه خود بمانم و طولى نخواهد كشيد كه سربازانم از گرسنگى از پا درميآيند و اسب‌هايم تلف مىشوند اما اگر خيره‌سرى را كنار بگذارم او حاضر است كه به من راه بدهد تا من مراجعت كنم و جان بدر ببرم . از ( قدرت‌تات ) پرسيدم كه قشون پادشاه تو چقدر است ؟ ( تومان‌باشى ) گفت كه قشون پادشاه ما از پانصدهزار متجاوز است و ( ايلدرم بايزيد ) اگر بخواهد مىتواند تمام مردان اين كشور را وارد قشون خود بكند . سئوال كردم چگونه او مىتواند تمام مردان اين كشور را وارد قشون خود بكند تومان‌باشى جواب داد كه در اين‌جا ، ورود مردان بقشون الزامى است و اگر پادشاه مايل باشد و امر كند تمام مردان كشور از سن شانزده‌سالگى به بالا بايد وارد قشون شوند و بميدان جنك بروند . اما پادشاه ما هرگز تمام مردان را براى ورود بقشون احضار نميكند زيرا كارهاى كشاورزى و دام‌دارى معطل ميماند . گفتم اگر پادشاه شما اينقدر نيرومند مىباشد كه ميتواند پانصدهزار سرباز را مسلح كند و بميدان جنك بفرستد چرا تا امروز بيزان تيوم را به تصرف درنياورده است . من شنيده‌ام كه آرزوى سلاطين روم از جمله ( ايلدرم بايزيد ) اين بود و هست كه ( بيزان تيوم ) را به تصرف درآورند ولى تا امروز نتوانسته‌اند كه آن آرزو را جامه‌عمل بپوشانند . تومان‌باشى گفت اى امير تيمور ( بيزان تيوم ) آن طرف آب است و براى تسخير آن بايد داراى كشتىهاى بسيار بود . گفتم مردى كه ميتواند پانصدهزار تن را مسلح كند و به ميدان جنك بفرستد آيا نمىتواند كشتى بسازد و از آب عبور كند و ( بيزان تيوم ) را به تصرف درآورد . ( قدرت‌تات ) گفت اى امير تيمور . مىتوان كشتى ساخت ولى نميتوان وارد ( بيزان‌تيوم ) شد زيرا دهانه‌هاى شهر كه دريا مىباشد داراى زنجير است و زنجيرها مانع از عبور كشتىها مىشود آيا تو از چگونگى جنك ( بيزان تيوم ) در دورهء خلافت معاويه بن ابو سفيان اطلاع دارى ؟ گفتم در تاريخ خبرى نيست كه به اطلاع من نرسيده باشد . ( قدرت‌تات ) گفت معاويه بن ابوسفيان مدت دو سال ( بيزان تيوم ) را محاصره كرد و ميخواست آن شهر را مسخر كند و پايتخت كشورهاى اسلامى نمايد . اما بعد از دو سال معطلى و تحمل تلفات شديد ، مجبور شد كه از محاصره دست بكشد و برگردد . گفتم من از وضع آن جنگ اطلاع دارم و ميدانم كه در آن موقع زنجير ، مانع از عبور كشتىهاى معاويه نشد بلكه يك آتش كه روى آب خاموش نميگرديد و معاويه آن را ناشى از سحر ميدانست از عبور كشتىهاى معاويه ممانعت كرد . ( توضيح - معاويه بن ابوسفيان مؤسس سلسله اموى بطورى كه در اين سرنوشت ميخوانيم تصميم گرفت ( بيزان تيوم ) استانبول امروزى پايتخت حكومت روم شرقى ( رومية الصغرى ) را به تصرف درآورد و در آن موقع در استانبول دانشمندانى بودند كه بوسيله نفت و فوسفور و گوگرد يكنوع آتش مىساختند كه روى آب خاموش نميگرديد و آن را آتش يونانى ميخواندند و آتش مزبور را در دريا مشتعل كردند و هر دفعه كه كشتىهاى معاويه ميخواست باستانبول نزديك شود آتش مزبور كشتىهاى مزبور را مىسوزانيد و در نتيجه موسس سلسله اموى بعد از دو سال مجبور شد بدون تحصيل پيروزى مراجعت نمايد - مارسل بريون ) ( قدرت‌تات ) گفت اى امير اطلاعات تو راجع به بيزان تيوم بيشتر از من است و من از