بيك فرستاده شد براى پسرم توضيح دادم كه نيازمند سربازان سرسخت هستم و بايد سربازانى را كه براى كمك به من انتخاب مىنمايد از بين اقوام ( چتين ) و ( اوزبك ) و ( غور ) انتخاب كند . در كشورهاى من قبايل بسيار وجود داشتند اما همه به درد سربازى نميخوردند و بعضى از آنها قابليت قبول انضباط سربازى را نداشتند و نمىتوانستند مطيع افسران باشند . ليكن آزموده بودم كه اقوام ( چتين ) و ( غور ) و ( اوزبك ) براى سربازى خوب هستند زيرا علاوه بر جرئت و سرسختى ، انضباط سربازى را ميپذيرند .
بازماندگان سكنه شهر دمشق بعد از اينكه مطمئن شدند كه ديگر مورد آزار قرار نمى - گيرند . شروع بساختن خانه كردند و خيابانهاى وسيع بوجود آوردند و من چون منتظر وصول نيروى امدادى بودم ناگزير در اردوگاه خود نزديك دمشق توقف كردم .
روزها ( عربشاه ) و نظام الدين شامى ، نزد من مىآمدند و راجع بمسائل علمى صحبت ميكرديم و بنظرم رسيد كه از عدهاى از دانشمندان دعوت كنم كه در دمشق اجتماع نمايند و راجع به قرآن شور كنند و بفهمند كه آيا ممكن است آيات كلام خدا را رديف كرد يا نه ؟ من نميخواستم بدعت بوجود بياورم و فقط ميخواستم علماى برجسته و كسانى كه به راستى دانشمند هستند مجتمع شوند و راجع بامكان رديف كردن آيات قرآن شور نمايند و اگر ممكن است كه آيات را رديف كرد آن كار را بكنند و گرنه منصرف شوند . من تصميم گرفتم فقط بشهرت دانشمندان اكتفا نكنم بلكه پس از اينكه وارد دمشق شدند خود آنها را بيازمايم و بفهم كه آيا بضاعت علمى آنها باندازهء شهرتشان هست يا نه ؟ ممكن است بعضى متوجه نشوند كه منظور من از رديف كردن آيات قرآن در صورت امكان و بىآنكه بدعت بوجود بيايد چيست ؟ لذا ميگويم كه كلام خداوند در زمان عثمان رضى اللّه عنه جمعآورى شد و به صورت كتاب درآمد . تا آن موقع كلام خداوند ، بتفريق ، در دست مسلمين يا در سينه آنها بود . بعضى از آنها قسمتى از آيات قرآن را از حفظ داشتند و بعضى ديگر قسمتى از آيات را كه روى چرم يا استخوان كتف شتر نوشته شده بود حفظ ميكردند عثمان دستور داد عدهاى از مسلمين كه باسواد بودند مأمور جمعآورى آيات قرآن شوند و آنها را در كتابى جمع آورى نمايند تا اينكه آيات قرآن بمناسبت مرگ مسلمين يا كشته شدن آنها در جنگ از بين نرود .
عدهاى كه مأمور بودند آيات قرآن را جمعآورى نمايند شروع به كار كردند و بهر نسبت كه مسلمين به آن هيئت مراجعه ميكردند و قرآنهاى خود را كه روى چرم و استخوان نوشته شده بود تسليم مىنمودند آن آيات نوشته مىشد . كسانى هم مىآمدند و آياتى را كه از حفظ داشتند ميخواندند و مأمورين جمعآورى آيات قرآن آنها را مىنوشتند . بعضى از آيات از حيث موضوع پشت سر هم بود و امروز هم در قرآن پشت سر هم است .
اما بعضى از آيات از حيث موضوع دنبال هم نبود و كسانى كه آيات قرآن را مىنوشتند همانگونه كه آن را دريافت ميكردند تحرير مىنمودند امروز هم اين آيات در قرآن ، از حيث موضوع دنبال هم نيست . در صورتى كه بدون ترديد آيات قرآن كه نازل گرديده بعلتى مخصوص نازل شده و آيهاى وجود ندارد كه شأن نزول نداشته باشد و بعضى از آيات ، از حيث مضمون يكى بوده يعنى راجع بيك امر نازل شده است .
راجع به آن قسمت از آيات قرآن كه دنبال هم مىباشد بحثى وجود ندارد . اما راجع به
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: مارسل بريون
ص٣٧٢