يعقى ( پدر - پسر - روح القدس ) و اولين مذهب كه خداوند را واحد دانست و گفت كه خدا ، با حواس بشرى قابل رويت و شنيدن و لمس كردن و چشيدن نيست مذهب اسلام است و من در وصف خداوند فقط ميتوانم بگويم كه خداوند ذات توانائى و ذات دانائى است يعنى علم و قدرت مجرد و مطلق است و غير از اين نميتوانم توصيفى ديگر درباره خدا بكنم و هرچه بگويم پندارهائى است كه از حواس خود من سرچشمه ميگيرد .
گفتم آفرين بر تو اى ابن خلدون معلوم مىشود كه علم تو به اندازه شهرتت مىباشد و ما درباره خداوند نميتوانيم تصور ديگر بكنيم كه منطبق با عقل باشد جز آنچه تو گفتى و خداوند توانا و داناى مطلق است و چون چنين مىباشد بر هر كار قدرت دارد .
سپس از ( بهاء الدين حلبى ) سئوال كردم در قرآن چند آيه وجود دارد كه داراى شأن نزول است و بچه علتى مخصوص نازل گرديده است . بهاء الدين حلبى جواب داد اى امير ، تو بگو كه در قرآن چند آيه وجود دارد كه داراى شأن نزول نيست . زيرا در قرآن آيهاى نميتوان يافت كه داراى شأن نزول نباشد و هر آيه كه از طرف خداوند نازل گرديده بعلتى مخصوص نازل شده است . گفتم مرحبا بر تو اى بهاء الدين حلبى .
سپس رو بسوى ( سراج اسكندرى ) كردم و پرسيدم بگو تا ما بدانيم براى چه قبله مسلمين عوض شد ؟ سراج اسكندرى گفت وقتى اسلام آمد در آغاز قسمتى از مقررات اديان گذشته ( دينهاى يهودى و نصارى ) به قوت خود باقى بود كما اينكه شراب بتدريج داراى حرمت گرديد و در قرآن چهار آيه مربوط به شراب وجود دارد و در آيه اول شراب ، چيزى زيانبخش قلمداد گرديد . ولى حرام نشده است . علتش اين بود كه پيروان مذاهب ديگر ، كه عادت بنوشيدن شراب داشتند نميتوانستند يكباره آن را ترك كنند .
در هر حال در آغاز اسلام يك قسمت از قوانين اديان ديگر به قوت خود باقى بود و بتدريج آن قوانين در اسلام لغو گرديد يكى از قوانين كه در آغاز اسلام وجود داشت نماز گذاردن بسوى بيت المقدس بود و بعد از اينكه دورهء فترت يعنى آغاز اسلام سپرى گرديد براى اينكه مسلمين از لحاظ عبادت از پيروان ساير اديان جدا شوند خداوند امر كرد مسلمانها قبله خود را عوض نمايند و بسوى مسجد الحرام و سجده گاهى كه در آنجا هر نوع مشاجره و منازعه قدغن است ( يعنى خانه كعبه ) نماز بخوانند تغيير قبله براى مسلمين نه از اين لحاظ مىباشد كه خدا در خانه كعبه هست و در بيت المقدس نيست خدا همه جا هست و جائى نيست كه در آنجا نباشد و خداوند در قرآن ميگويد بهر طرف كه نماز بخوانيد بسوى خدا نماز خواندهايد و به همين جهت على بن ابيطالب ( عليه السلام ) وقتى بعد از غلبه عرب بر عجم وارد مدائن گرديد در آتشكدهء مدائن رو به كعبه نماز خواند و عمر بن الخطاب وقتى وارد اين شهر ( يعنى دمشق ) شد در كليساى اينجا رو به كعبه نماز گذاشت . يك مسلمان در آتشكده و بتكده و كليسا هم ميتواند نماز بخواند چون خدا همه جا هست و از اينجهت نمازگزاردن در آتشكده و بتكده و كليسا را جائز ندانستهاند كه فكر ميكنند كه شايد زمين آنجا تميز نباشد و اگر زمين آن اماكن تميز باشد و نمازگزار بداند غصبى نيست نمازگزاردن در آن نقاط رو به كعبه بدون ايراد است .
خداوند كه كعبه را قبله مسلمين كرد نه براى اين بود كه خانهاى ديگر ندارد . خداوند جسم نيست كه در يك ظرفيت يا يك خانه جا بگيرد و از اينجهت كعبه را قبله مسلمين نمود كه
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: مارسل بريون
ص٣٧٥