تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
از دانشمندان بزرگ بشمار مىآمد و من دو كتاب از آثار او را خواندم وگرچه بمناسبت اينكه شيعه بوده ، در كتابهاى خود چيزهائى نوشته كه من قبول ندارم ولى اين موضوع از ارزش علمى ( محمد بن بابويه قمى ) نميكاهد . سه روز براى تكميل سازوبرگ قشون در رى توقف نمودم و بعد از راه كرمانشاهان بسوى بغداد حركت كردم و چون ميدانستم كه ممكن است عشاير كرمانشاهان باز در گردنهء پاطاق براى من توليد زحمت كنند قبل از رسيدن به آن گردنه بوسيله دسته‌اى از قشون خود آنجا را اشغال نمودم تا اينكه بدون زحمت و خطر از آنجا بگذرم و خود را ببغداد واقع در كنار دجله برسانم . بغداد مثل بار اول كه آن را ديدم وسيع و روح‌پرور بود ولى من نميتوانستم در آن شهر سكونت كنم و اگر مىتوانستم سكونت نمىكردم در آنجا عده‌اى از مطلعين را گردآوردم تا راجع به شام از آنها تحقيق كنم آنان به من گفتند اى امير ، شام سرزمينى است وسيع ، داراى جلگه‌هاى پهناور و دو رشته كوه در آن سرزمين واقع شده كه يكى در شمال است و ديگرى در جنوب هريك از آن دو رشته كوه در واقع يك كشور است و در دامنه‌ها و دره‌هاى آن عده كثيرى از مردم زندگى مىنمايند . تو اگر بخواهى در شام بسلامت بسر ببرى بايد از سرزمين جنوبى كه كوههاى ( دروز ) در آن قرار دارد بپرهيزى . چون در آن كوهها قبايلى به همين نام زندگى ميكنند كه اگر پنجاه سال با آنها بجنگى بر آنان فائق نخواهى شد يك قسمت از آنها زراعت مىكنند ولى مربى دام نيز هستند و در موقع جنك مزارع و قراى خود را رها مىنمايند و بكوهها ميروند و حيوانات خود را با خويش مىبرند و در آنجا با شير و گوشت گوسفندان گذران مينمايند و از پشم آنها براى خود لباس مىبافند . و تو اگر مدت پنجاه سال آن كوه‌ها را كه همه داراى مرتع و آب است محاصره نمائى نخواهى توانست قبايل ( دروز ) را وادار كنى كه از كوهها فرود بيايند . در شمال كوههاى ( دروز ) كه قسمت مركزى سرزمين شام مىباشد دشت‌هاى وسيع و گرم و كم‌آب وجود دارد و تو اگر بخواهى قشون خود را از آنجا بگذرانى از كم‌آبى به زحمت خواهى افتاد و بهترين راه براى عبور از سرزمين شام گذشتن از شمال آن كشور است كه كوههاى ( انصاريون ) در آن قرار گرفته و از كوه‌ها رودخانه‌هائى بسوى جلگه‌ها روان است و تو اگر از منطقه كوهستانى ( انصاريون ) عبور كنى در همه جا آب خواهى يافت و در دامنه كوههاى ( انصاريون ) جلگه‌هائى است كه مىتوانى بدون زحمت قشون خود را از آن‌ها عبور بدهى . من اندرز مطلعين را پذيرفتم و بسوى كشور شام ) كه امروز باسم سوريه خوانده مىشود - مارسل بريون ) به راه افتادم . قبلا از اينكه قدم بكشور شام بگذارم چند راهنما را اجير كردم تا قشون مرا از سرزمين كوهستانى ( انصاريون ) بگذرانند وقتى وارد منطقه كوهستانى ( انصاريون ) شدم آغاز فصل تابستان و برج سرطان بود اما در آن منطقه از گرما ناراحت نبودم . يك روز به جائى رسيديم كه مردان نقابدار پديدار شدند و من غير