تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
روزها هم صداى طيور دريائى مسموع ميگرديد در صورتى كه بين ما و دريا فاصله‌اى زياد وجود داشت . ما چون براى خود و اسب‌ها سرپناه ساخته بوديم مرطوب نمىشديم . اما اعمال جنگى بر اثر باران دائمى فلج شد و ما نتوانستيم به قلعه ( لونى ) حمله‌ور شويم . قلعه ( لونى ) بالاى يك تپهء سنگى قرار گرفته بود و اگر ما ميخواستيم نقب حفر كنيم ، ميبايد آن را از پائين تپه شروع نمائيم و چون تپه از سنگ بود حفر يك نقب ، در آن امكان نداشت مگر با قلم حجاران و سالها طول ميكشيد تا حفر يك نقب به اتمام برسد . قلعه‌اى وجود ندارد كه نتوان با محاصره آن را تصرف نمود و آنهائى كه محصور هستند عاقبت بر اثر گرسنگى مجبور به تسليم مىشوند ولى من نميتوانستم مدتى طولانى در هندوستان توقف كنم و ميخواستم برگردم و راه كشور ( روم ) را پيش بگيرم . ( توضيح - مقصود از ( روم ) آسياى صغير است كه كشور كنونى تركيه مىباشد و در قديم آن كشور را در ممالك شرق باسم ( روم ) ميخواندند و هنوز در قسمتهاى مغرب ايران ، يعنى در كردستان و كرمانشاهان ، سال‌خوردگان كشور تركيه را بنام ( روم ) ميخوانند - مترجم ) از آن گذشته ادامه توقف من در هندوستان خطرناك بود و شايد پادشاهان هندوستان با هم متحد مىشدند و يك قشون بزرگ مىآراستند و به جنگ من مىآمدند . من ترس ندازم ولى شجاعت با مآل‌انديشى مغاير نيست و يك مرد شجاع اگر مآل‌انديش نباشد شكست خواهد خورد . لذا من ميبايد هرچه زودتر قلعه ( لونى ) را تصرف و ويران نمايم و راه مراجعت را پيش بگيريم در روزهائى كه باران برسات هر نوع عمل جنگى را متوقف كرده بود نجاران ما زير سقف سرپناه‌ها منجنيق مى - ساختند و من ميدانستم كه براى تصرف قلعه ( لونى ) بايد از منجنيق استفاده كرد . همين‌كه در وسط روز باران متوقف ميگرديد هزارها طوطى به پرواز درمىآمدند و صيحه ميزدند و كسى نميدانست آن طوطىها از كجا مىآيند و بكجا مىروند علاوه بر طوطىها ، بعد از وقفه باران ده‌ها هزار ميمون روى درختها حركت ميكردند و از شاخه‌اى بشاخه ديگر منتقل - ميگرديدند تا اين‌كه خود را نزديك اردوگاه‌ها مىرسانيدند . ما ميدانستيم كه آنها براى غارت آذوقه ما مىآيند لذا جانوران مزبور را به تير مىبستيم و همين‌كه يك ميمون تير مىخورد و از درخت سقوط ميكرد ميمون‌هاى ديگر ميگريختند . هندوها طبق آئين خود جانوران را بقتل نمى - رسانند و بهمين‌جهت طوطى و ميمون در هندوستان خيلى زياد است و در سراسر هندوستان يك ميوه جنگلى بدست هنديها نمىرسد زيرا تمام ميوه‌هاى جنگلى را حيوانات مىخورند و گاهى بوزينه‌هاى گرسنه به مزارع حمله‌ور ميشوند و نميتوان جلوى آنها را گرفت . و خطر ميمونها براى بعضى از مزارع هندوستان مانند خطر ملخ است . تا انسان باران ( برسات ) هندوستان را نبيند نمىفهمد كه باران تند يعنى چه ؟ به من گفتند كه در همه جاى هندوستان باران برسات آنقدر شديد نيست و در بعضى نقاط حتى ملايم است . ولى در آنجا كه ما بوديم مدت سىشبانه روز ( غير از چند ساعت وقفه باران در هر روز ) باران سيلابى باريد تندى باران شبيه بود به رگبار بهارى در وطن من و مدت سى روز ، و سى شب ، به همان شدت باران نزول كرد . ما اطراف تپه‌اى را كه قلعه ( لونى ) بالاى آن بود گرفتيم و آب باران كه بر تپه مىباريد چون سيل به طرف اردوگاه ما سرازير مىشد . ليكن ( شير بهرام مروزى ) معمار ما ، قبل از اين‌كه باران آغاز گردد پيش‌بينى كرد كه آب تپه بسوى اردوگاه ما سرازير خواهد شد و جلوى