نمىتوانند وارد مناطق اطراف شوند زيرا در باطلاق فرو خواهند رفت و لذا قبل از اينكه قشون به آنجا برسد بايد آذوقه و عليق در سر راه آماده باشد ( توضيح - آن منطقه باطلاقى امروز وجود ندارد چون قبل از اينكه سرزمين هندوستان بدست انگليسيها بيفتد سلاطين هندوستان كه از فرزندان ( بابر ) بودند و مورخين اروپائى آنها را سلاطين مغول هندوستان مىخوانند و بعضى از آنها ، در هندوستان مبادرت باصلاحات بزرگ نمودند ، آن باطلاقها را خشك كردند و مزرعه و مرتع بوجود آوردند و نادرشاه افشار پادشاه ايران ، هنگام حمله به ( دهلى ) براحتى از آن منطقه گذشت زيرا در آنجا باطلاق وجود نداشت - مارسل بريون )
وقتى به ويرانه قلعه جومبه رسيديم من تخت روان را رها كردم و سوار اسب شدم و چون آن منطقه كه مار فراوان داشت بعد از اينكه اردوگاه بوجود آمد ، اطراف آن آتش افروختيم كه از گزند مارها مصمون باشيم . روز بعد از ويرانه قلعه ( حومبه ) به حركت درآمديم و راه قلعهء ( لونى ) را پيش گرفتيم و از آن ببعد عبور ما بطورى كه هنگام رفتن به ( دهلى ) گفتم منطقه فيلهاى وحشى بود . طلايه من كه براى كسب خبر از قلعه ( لونى ) رفته بود بعد از مراجعت گفت كه آن قلعه همچنان مدافع دارد و بايد آن را دور زد يا با جنگ مسخر نمود .
بعد از اينكه ما از ( دهلى ) حركت كرديم در روزهاى اول و دوم و سوم ، سربازانم كماكان مبتلا به و با مىشدند و از پا درمىآمدند ولى از روز چهارم شماوه مبتلايان كم شد و پس از اينكه به قلعه ( لونى ) نزديك گرديم ، ديگر مرض و با در قشون من بروز نكرد و فهميدم كه كانون مرض و با ( دهلى ) بوده و چون از آنجا دور شديم ، توانستيم خود را از مرض خوفناك و با برهانيم . در روزهائى كه و با در قشون من قتل عام ميكرد به من مىگفتند كه از سربازان مريض كناره بگير و به جاهائى كه بيماران وبائى هستند نرو زيرا بيمار خواهى شد و خواهى مرد .
ليكن من با اينكه پيوسته نزديك بيماران وبائى بودم مريض نشدم و معلومم شد كه انسان ممكن است كه دائم بوى مرض و با را استشمام كند و نميرد . هندوها به من گفته بودند كه فصل باران هندوستان باسم ( برسات ) رسيده و در فصل باران ، مثل اينكه درهاى آسمان گشوده مىشود روز و شب باران مىبارد . در كشورهاى ديگر ، فصل باران پائيز و زمستان است اما در هندوستان ، باران در بحبوحه فصل تابستان شروع مىشود و آغاز باران ، با گرمترين ايام تابستان مواجه ميگردد . به همين جهت هندىها از نزول باران لذت مىبرند زيرا هوا را تعديل و خنك مىكند .
ما وقتى از دهلى به راه افتاديم از گرما خيلى ناراحت بوديم و ما هم ميل داشتم كه باران ببارد و هوا را خنك كند ولى من ميدانستم كه بعد از شروع شدن باران حركت ما متوقف خواهد شد يا اينكه خيلى كند خواهد گرديد . باران هندوستان نزديك سى تا چهل روز طول مىكشد ولى در آن مدت ، همواره باران نمىبارد و گاهى متوقف ميگردد و ما مىتوانستيم هنگام توقف باران به راه ادامه بدهيم .
ترديدى وجود نداشت كه در روزهاى اول نزول باران برسات حركت ما متوقف مىشد و به همين جهت من به سربازان خود گفتم كه تمام سربازان را آماده كنند تا بكمك گروگانها و سكنه محلى درختها را بيندازند و سرپناه بسازند . ما براى اتراق احتياج بخانههاى واقعى نداشتيم زيرا هوا گرم بود و فقط محتاج سرپناه بوديم تا مردان و اسبها از باران معذب نشوند و سربازان ما مىتوانستند در مدتى كوتاه آن سرپناهها را بسازند .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: مارسل بريون
ص٣٣٩