تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مجلس شوراى جنگى منعقد نمودم تا از نظريه سردارانم براى جنك دهلى اطلاع حاصل كنم . علاوه بر سردارانم ( شير بهرام مروزى ) معمار در آن شورى حضور داشت و من چنين گفتم : وقتى ما اين شهر را محاصره كرديم تصور مينموديم كه ( ملو اقبال ) و ( محمود خلج ) در خواب هستند و فكر دفاع اينجا را نمىكنند . ديشب بما ثابت شد كه آنها مردانى بيدار مىباشند و مىتوانند از دهلى دفاع نمايند . پيرامون اين شهر خندقى است پر از آب و ما نميتوانيم از آن عبور كنيم . حفر نقب از زير خندق هم كارى است طولانى و دشوار و من از ( شير بهرام مروزى ) مىپرسم كه نظريه خود را در اين خصوص بگويد . ( شير بهرام ) گفت : اى امير تيمور حفر نقب ممكن است مشروط بر اينكه اول آب خندق خشك شود . چون اگر خندق داراى آب باشد . چون كف خندق با شفته و ساروج پوشيده نشده آب به داخل نقب نفوذ خواهد كرد و آن را پر از آب خواهد نمود . پرسيدم ( شير بهرام ) چگونه ميتوان آب خندق را خشك كرد آن مرد گفت اى امير اگر جلوى آبى را كه وارد خندق مىشود بگيرند بطوريكه ديگر آب وارد خندق نگردد و بعد در خندق خاك بريزند مىتوان آن را خشك كرد و اين كارى است كه پيوسته روستائيان در ساحل رود جيحون ميكنند و اول جلوى مجراى آب را كه از رودخانه وارد باطلاق مىشود مىگيرند و آنگاه باطلاق را با خاك پر مىكنند . گفتم اين كار طولانى خواهد شد ( شير بهرام مروزى ) گفت براى ورود به شهر چاره‌اى ديگر نداريم . يكى از سردارانم گفت اگر ما در صدد برآئيم كه با خاك قسمتى از خندق را پر كنيم خصم اغفال مىشود و تصور مىنمايد كه ما قصد داريم بعد از اينكه خندق پر شد از آن راه وارد شهر شويم و در همان حال براى ورود شهر نقب خواهيم زد . نخستين قدم كه ما براى خشك كردن خندق برداشتيم اين بود كه مجرائى را كه از رودخانه دهلى به خندق متصل مىشد بستيم مجراى مزبور واقع بود در قسمتى از صحرا مشرف بر خندق و من به زودى دريافتم كه خندق دهلى داراى يك سطح نيست و قسمتى از آن مرتفع‌تر از قسمت ديگر است و آب بعد از اينكه وارد قسمت مرتفعتر شد بقسمتهاى كم‌ارتفاع خندق مىرسد . شير بهرام مروزى گفت كه بايد قسمت مرتفع خندق را خشك كرد و اگر آنجا را خشك كنيم و در زير آن نقب حفر نمائيم مطمئن‌تر از حفر نقب در قسمتهاى كم‌ارتفاع خندق است زيرا در قسمتهاى كم‌ارتفاع خطر نشاء آب باقى است ولى وقتى قسمت مرتفع خندق خشك شد اگر زير آن نقب حفر نمايند نشاء آب به داخل نقب وجود ندارد براى اينكه آب پيوسته از قسمت‌هاى بالا به طرف پائين مىرود و هرگز از پائين راه بالا را پيش نميگيرد . در همانروز كه اين تصميم در شوراى جنگى گرفته شد من آن را بموقع اجرا گذاشتم و امر كردم كه تمام سكنه و قصبات و قراء اطراف دهلى را ببيگارى بگيرند تا اينكه مجرائى كه رودخانه دهلى را به خندق متصل مينمايد مسدود گردد و قسمت مرتفع خندق لااقل بعرض سى ذرع خشك شود . مسدود كردن مجرائى كه رودخانه دهلى را متصل بخندق مىكرد دشوار نبود اما انباشتن خندق از خاك اشكال داشت . تا بعدازظهر آن روز مجراى فيما بين رودخانه و خندق مسدود شد و از عصر سربازان من و سكنه محلى كه ببيگارى گرفته شده بودند خاك حمل كردند و در خندق ريختند تا اينكه قسمتى از خندق را خشك كنند . ولى هرقدر خاك در خندق مىريختند مثل