( قره خان ) گفت من بايد بفهمم كه براى چه در اينجا سراسر كشور باطلاقى است و فقط اين راه كه ما از آن عبور مىنمائيم خشك است و باطلاق در آن ديده نمىشود .
رودى كه ما ميبايد از آن عبور كنيم باسم رودخانه ( لونى ) خوانده مىشد و وقتى كنار رودخانه رسيديم من براى آزمايش چند تن از سواران را وارد رودخانه كردم و معلوم شد كه آب رودخانه بقدرى نيست كه اسبها را ببرد و اسب مىتواند بدون اينكه شنا كند از رودخانه بگذرد .
من در يك منطقه وسيع قشون خود را از آب گذرانيدم و قدم بآنطرف رودخانه گذاشتم و بعد از طى يك فرسنك ، بمناسبت فرا رسيدن شب اردوگاه بوجود آورديم . چون از شب قبل ، آزمايش بدست آورديم بعد از اينكه نگهبانان گماشته شدند مشعل افروختيم تا فيلهاى اطراف ، هنگامى كه بسوى رودخانه مىروند از اردوگاه عبور ننمايند . از آغاز ثلث سوم شب ، عبور فيلهاى وحشى شروع شد و دستهاى بسوى رودخانه ميرفتند و دستهاى از آنجا مراجعت ميكردند . من ميدانستم كه فيل جانورى است كه نرم راه ميرود و هنگام حركت زمين را نميلرزاند ولى فيلهائى كه به طرف رودخانه مىرفتند يا از آنجا مراجعت مىكردند در موقع راه رفتن با حركت يورتمه ميدويدند و به همين جهت از حركت آنها صدائى چون رعد خفيف كه از زمين به گوش برسد برميخاست .
گاهى از دور صداى غرش فيل به گوش مىرسيد و غرش ديگر به آن جواب ميداد ولى سربازان من مىتوانستند بخوابند و من بوسيله افسران به آنها گفتم كه از فيلهاى وحشى كه بما كارى ندارند نترسند . همينكه آفتاب طلوع مىكرد اثرى از فيلها و صداى آنها نبود و معلوم مىشد كه فيل وحشى هندوستان براى اينكه بتواند در طليعهء بامداد در رودخانه غسل كند شب زندهدارى مىنمايد .
ما ميبايد خود را بقلعهء لونى برسانيم و آن دومين قلعه از قلاع ثلاثه در راه دهلى بود .
بامداد روز بعد پيش از اينكه حركت كنيم ( قره خان ) نزد من آمد و گفت اى امير ، من ديشب ، هنگامى كه گلههاى فيل را مىديدم فكر كردم كه براى چه فيلها در باطلاق فرو نميروند و چرا ديگران وقتى وارد جنگل مىشوند ، در باطلاق فرو ميروند . گفتم شايد فيلها در جنگل نيستند .
( قره خان ) گفت تمام فيلهائى كه هنگام شب مىبينيم يا صدايشان را مىشنويم از جنگل خارج مىشوند و بسوى رودخانه مىروند و جنگل ، در شمال و جنوب ما باطلاقى است و فيل هم جانورى است سنگين جثه و بايد در باطلاق فرو برد و اگر تو اجازه بدهى من قصد دارم امشب ، فيلها را تعقيب كنم و بفهمم براى چه فيل در باطلاق فرو نميرود ولى انسان اگر وارد جنگل گردد در باطلاق فرو خواهد رفت . ( قره خان ) بعد از اينكه موافقت مرا براى تعقيب جانوران وحشى جلب كرد گفت من امشب چند دسته از سربازان را مأمور ميكنم كه فيلها را تعقيب كنند و بفهمند كه آنها بعد از اينكه غسل كردند از چه راه بجنگل برميگردند . من بسربازان مىگويم در صورت امكان راه خروج فيلها را هم از جنگل در نظر بگيرند و تصور ميكنم كه بتوانم به اين راز پىببرم . گفتم فايدهاش چيست ؟ ( قره خان ) گفت اى امير ، فايدهاش اين است كه ما اگر بدانيم كه فيلها در جنگل از چه راهى عبور مىنمايند كه در باطلاق فرو نميروند . ما نيز مىتوانيم از همان راه عبور كنيم و مجبور نباشيم دو قلعه ( لونى ) و ( جومنه ) را كه در سر راه ما مىباشد بگشائيم تا بتوانيم خود را بدهلى برسانيم .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: مارسل بريون
ص٣٠٣