تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
از آن روز تا موقعى كه قشون من در ( بوير ) بود هركس را كه ديديم كشتيم و زن‌ها را هم مانند مردها بكيفر رسانيديم . بازماندهء سكنه ( بوير ) ديگر جرئت نكردند كه راه را بر ما ببندند و پيكار كنند و من چون ميبايد مراجعت كنم سپاه خود را از سرزمين ( بوير ) خارج كردم و تصميم گرفتم كه از كشور فارس خارج شوم و هنگام مراجعت از كشور ( بوير ) خرابه ( تخت سليمان ) را كه مىگفتند با نيروى باد حركت مىكند ديدم و بعد از مشاهده خرابه مزبور بسيار حيرت كردم كه چگونه باد مىتوانست يك چنان سرير با عظمت را كه هر سنگى از آن خروارها وزن دارد به حركت درآورد و در آسمان‌ها بگرداند و از شرق بغرب ببرد و بعد از چند سال كه بشام رفتم از علماى آن كشور كه بوسيله سريانيان از نوشته‌هاى يونانيان اطلاع حاصل ميكردند شنيدم كه ( تخت سليمان ) بر خلاف آنچه معروف مىباشد سرير سليمان نبود بلكه پايتخت يكى از پادشاهان فارس بشمار مىآمد و آن‌جا را اسكندر سوزانيد و ويران كرد .