تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
گرفت اگر ما داراى مغفر و خفتان نبوديم به هلاكت مىرسيديم و سلحشوران ( بوير ) بدون ترحم بهموطنان خود كه پيشاپيش ما مىرفتند تيراندازى مىكردند عده‌اى كثير از اسيران به هلاكت رسيدند يا مجروح شدند و افتادند و نتوانستند برخيزند . ولى ما زير باران تير جلو مىرفتيم و من مقابل خودمان كسى را نميديدم و حتى يك كماندار را مشاهده نميكردم و متوجه گرديدم آنهائى كه تيراندازى مىكنند از بالاى درخت‌ها ما را به تير مىبندند . كمانداران ( بوير ) وسط شاخه‌ها جا گرفته بودند و به چشم نمىرسيدند و با داشتن حفاظ ، به آسودگى بسوى ما تير مىانداختند . كيسه‌هاى چرمى ما كه پر از باروت بود ، بطور موقت ، بىفايده شد و كسى ديده نمىشد تا ما آن كيسه‌ها را بسوى آنان پرت نمائيم . گفتم كه گزارش صاحبمنصبان من ، ارزش آن را ندارد كه خود من ميدان جنگ را ببينم و هرقدر گزارش آنها دقيق باشد بپايهء استنباط شخصى من نمىرسد . در آن موقع اگر من در ميدان جنگ حضور نميداشتم و وضع آنجا را نميديدم نمىتوانستم براى خنثى كردن اثر تيراندازى چاره بينديشم . وقتى متوجه شدم كه تيراندازان ( بوير ) درون درختان جا گرفته‌اند و در پناه شاخه‌ها بسوى ما تيراندازى ميكنند و آنها ، ما را مىبينند ولى ما آنها را مشاهده نمىنمائيم به خود گفتم چه تفاوت است بين تيراندازى كه بالاى درخت ، درون شاخه‌ها جا گرفته با كماندارى كه بالاى حصار يك قلعه مكان دارد و بسوى ما تيراندازى مىكند . اگر ما حصار قلعه را ويران كنيم آن تيرانداز را فرود خواهيم آورد و در هر صورت بازوان او را براى تيراندازى از كار خواهيم انداخت اگر ما بتوانيم درختان را سرنگون كنيم تيراندازان ( بوير ) را از بالاى اشجار فرود خواهيم آورد و راه را براى عبور قشون خواهيم گشود . من فكر كردم كه آيا حصار يك - قلعه محكم‌تر و استوارتر است يا درختهاى جنگل كه آنجا روئيده بود . از وضع درختها مىفهميدم كه درختهاى جنگلى است و با دست انسان كاشته نشده و من نميدانستم كه آيا خواهيم توانست آن درخت‌ها را سرنگون نمائيم يا نه ؟ تا آن روز من كيسه‌هاى باروت را براى سرنگون كردن درختها به كار نبرده بودم و نميدانستم كه آيا مىتوان درخت را بوسيله احتراق باروت سرنگون كرد يا نه ؟ به باروت‌اندازان گفتم فتيله‌ها را مشتعل كنند و كيسه‌هاى باروت را بسوى درختها پرتاب نمايند شايد درخت‌ها سرنگون گردد و ما از مزاحمت تيراندازان ( بوير ) آسوده شويم آنها فتيله‌ها را مشتعل كردند و كيسه‌هاى چرمى پر از باروت را بسوى درخت‌ها پرتاب نمودند كيسه‌ها يكى بعد از ديگرى محترق گرديد و دودى چنان انبوه بوجود آمد كه آسمان را تاريك نمود و نفس را در سينه‌ها حبس كرد و من دچار سرفه‌اى شديد شدم ولى چون نسيم مىوزيد ، دود باروت متفرق گرديد و آنگاه من با حيرت زياد مشاهده نمودم كه از درخت‌ها شعله برميخيزد . غير از چند درخت كم‌قطر ، سرنگون نشده بود اما از تمام درختها شعله برمىخواست و معلوم مىشد كه درخت‌هاى جنگل از نوع درختهاى روغن‌دار و چرب است لذا بر اثر احتراق باروت مشتعل شد . ما طورى از آن واقعه غيرمترقبه حيرت كرديم كه مات و مبهوت ، مشتعل شدن درختان را مىنگريستيم . تيراندازان ( بوير ) بر اثر ايجاد حريق دست از تيراندازى برداشتند و بعضى از آنها با شتاب از درختان فرود آمدند و گريختند . حريق رفته رفته وسعت گرفت و حرارت آتش آنچنان شدت كرد كه ما مجبور شديم به قهقرا برويم . يكوقت من ديدم از طرف راست و چپ ، تا آنجا كه چشم مىبيند از تمام درختها آتش
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 256 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى