نمودند و كاروان كه به ظاهر ميبايد باصفهان برود مراجعت كرد .
من امر كردم كه اسراء را مورد تحقيق قرار بدهند و بدانند كه آيا غير اردو راه معروف ، كه براى ورود بكشور ( بوير ) وجود دارد راههاى ديگر هست كه بتوان از آنها به آن سرزمين رفت ؟ پس از تحقيق معلوم شد راههاى ديگر هم براى ورود بكشور ( بوير ) و خروج از آنجا هست ليكن آن راهها ، راه بز كوهى مىباشد و انسان نمىتواند از آن عبور كند مگر با استقبال از خطر سقوط از كوه و مرگ و شرط عقل و حزم اينست كه از همان دو راه وارد سرزمين ( بوير ) شوند يا از آن خارج گردند .
مرتبهاى ديگر در فارس دستور دادم كه دارو بسازند ( در قديم در شرق باروت را باسم دارو ميخواندند - مارسل بريون ) من ميدانستم كه براى ورود بسرزمين ( بوير ) بايد از دو وسيله استفاده كرد . يكى از اسراء و ديگرى از دارو . من يقين داشتم كه سربازان ( بوير ) دليرتر از سربازان پادشاه ( غور ) نيستند معهذا جنگجويان پادشاه ( غور ) بر اثر احتراق دارو از پا درآمدند و باحتمال زياد سلحشوران ( بوير ) هم از دارو از پا درمىآيند وسائل ساختن دارو در فارس وجود داشت و بعد از اينكه دارو ساخته شد دستور دادم كه آن را در كيسههاى چرمى جا بدهند و بر سر كيسه فتيلهاى نصب نمايند و فتيله عبارتست از ريسمانى باريك كه آن را با دارو مىآلايند تا اينكه به سهولت آتش بگيرد و بعد از اينكه آتش از فتيله بدارو رسيد متحرق مىشود .
قسمتى از سواران خود را خارج از سرزمين ( بوير ) متوقف كردم و بقسمتى ديگر دستور دادم كه پياده شوند و اسبهاى خود را بهمقطاران بسپارند چند نفر از سردارانم به من گفتند چون كشور ( بوير ) داراى دو مدخل است بهتر آنكه از هر دو مدخل حمله كنيم تا اينكه نيروى مدافعه سلحشوران ( بوير ) متفرق گردد و نتوانند پايدارى نمايند . ولى من نميخواستم سربازان خود را بكشتن بدهم و گفتم در آغاز ، از يك مدخل مبادرت بحمله ميكنم و حمله من آزمايش است اگر نتيجه آزمايش منفى شود همان بهتر كه از يك مدخل حمله نمائيم تا اينكه عدهاى كمتر از سربازانم بقتل برسند و اگر نتيجه آزمايش مثبت گرديد مىتوان از مدخل ديگر نيز حمله نمود .
پس از اينكه مقدمه و وسيله حمله فراهم شد امر كردم كه اسيران ( بوير ) را جلو بيندازند تا اينكه سلحشوران ( بوير ) نتوانند بسوى سربازان ما تيراندازى كنند و اگر كردند ، همقطاران خود آنها كشته شوند در عقب اسيران ( بوير ) عدهاى از سربازان ما حامل كيسههاى دارو ( باروت ) حركت مىكردند و آنها موظف بودند كه فتيله كيسهها را آتش بزنند و آنها را بسوى جنگجويان ( بوير ) پرتاب نمايند و آنها را از سر راه بردارند تا اينكه قشون من بتواند وارد كشور ( بوير ) شود . خود من با اولين دسته كه به كشور ( بوير ) حملهور شد به راه افتادم تا اينكه وضع ميدان جنگ را ببينم .
ممكن بود كه من ، از روى گزارش صاحبمنصبان خود از وضع ميدان جنگ آگاه شوم . ولى آزموده بودم كه رؤيت ميدان جنگ ، از طرف خود من و استنباط وضع آن چيز ديگر است و من چيز - هائى را مىبينم و مىفهمم كه صاحبمنصبانم نمىبينند يا اينكه مشاهده مىكنند ولى نمىفهمند .
دسته اول كه مبادرت بحمله كردند مغفر بر سر و خفتان در برداشتند تا اينكه بتوانند در قبال تيراندازى سلحشوران بوير جلو بروند . ما پياده به راه افتاديم و از يك راه بالنسبه هموار ولى سربالا صعود كرديم و همينكه بمدخل سرزمين ( بوير ) رسيديم باران تير بر ما باريدن
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: مارسل بريون
ص٢٥٥