از راه ( كابلستان ) و ( غور ) راه خراسان و زابلستان كمآب بود و بخصوص بعد از عبور از بيرجند قشون من دوچار كمآبى يا بىآبى مىگرديد . ليكن راه ( كابلستان ) و ( غور ) آب داشت و در هيچجا سواران من مواجه با كمآبى نميشدند و ذكر كردم كه يك قشون سوار بيش از يك قشون پياده احتياج به آب دارد زيرا يك اسب بيش از سى يا چهل مرد آب مىنوشد . راه خراسان و زابلستان مسطح و هموار بود و سواران من باسرعت از آن عبور ميكردند اما راه ( كابلستان ) در بعضى از مناطق بمناسبت وجود كوهها صعب العبور به نظر مىرسيد .
معهذا من راه ( كابلستان ) را ترجيح دادم زيرا ميدانستم در آن راه از حيث آب در مضيقه نخواهم بود و عزم داشتم كه بعد از رسيدن به ( غور ) ابدال كلزائى و عدهاى از مردان او را با خود به هندوستان ببرم .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: مارسل بريون
ص٢٤٨