تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

فصل بيست و يكم ( ابدال كلزائى ) كه بود و در كجا سلطنت ميكرد ؟

بعد از اينكه از بيرجند به راه افتادم در منزل اول منتظر وصول گزارش طلايه شدم ولى از طلايه خبرى نرسيد . من دانستم كه طلايهء من راه را گم كرده يا اين‌كه واقعه‌اى افتاده كه نتوانسته است گزارش بدهد . يك طلايه ديگر را مأمور نمودم كه برود و بفهمد براى چه جلوداران من گزارش نمىدهند و طلايه دوم اطلاع داد كه تمام سربازان طلايه اول بقتل رسيده‌اند و هرچه داشتند به يغما رفت . محلى كه من در آن اتراق كرده بودم موسوم بود به ( هنگر ) و تا ( بيرجند ) يك منزل راه فاصله داشت . من امر كردم كه حاكم بيرجند را نزد من بياورند و پس از اين‌كه حاكم آمد از وى راجع به كسانى كه سربازان طلايهء مرا بقتل رسانيدند تحقيق نمودم . او گفت اى امير در اين حدود كسى نيست كه جرئت داشته باشد بسربازان مردى چون تو حمله كند و بدون ترديد كسانى كه بسربازان تو حمله كرده آنها را كشته‌اند اهل اين حدود نيستند و من فكر مىكنم خراسانى نميباشند و اگر اجازه بدهى كه من بروم و مقتولين را ببينم مىتوانم بگويم كه قاتل آنها كيست ؟ حاكم بيرجند باتفاق چند تن از افسران من بقتلگاه رفت و به زودى مراجعت كرد و گفت اى امير ، سربازان تو بدست عده‌اى از كلزائىها بقتل رسيده‌اند . پرسيدم كلزائىها كه هستند ؟ حاكم بيرجند جواب داد آنها در كشور ( غور ) زندگى مىكنند و كشور ( غور ) مملكتى است بزرك كه از ( هرات ) تا نزديك ( كابل ) امتداد دارد و در اينموقع پادشاه كشور ( غور ) باسم ( ابدال كلزائى ) خوانده مىشود . ( توضيح - كشور غور در حدود افغانستان كنونى قرار داشت و بطورى كه حاكم بيرجند گفت از مغرب محدود مىشد بمنطقه ( كابل ) و سلاطين غور در بعضى ادوار حتى بر هندوستان دست مىانداختند - مارسل بريون ) . گفتم من براى اين‌كه به ( غور ) بروم كدام راه را بايد انتخاب نمايم زيرا اگر بخواهم از اين‌جا به ( هرات ) و آنگاه به ( غور ) بروم راه من طولانى خواهد شد و لابد ( كلزائى ) ها كه سربازان مرا كشتند از يك راه نزديك خود را باين‌جا رسانيدند . حاكم ( بيرجند ) گفت اى امير ، از اين‌جا مىتوانى مستقيم باسكندر به روى و بعد از اين‌كه به ( اسكندر ) رسيدى راه شمال را پيش خواهى گرفت و وارد ( غور ) خواهى گرديد .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 227 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى