تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
حافظ شاعر معروف شيراز با تيمور لنگ دو روايت خوانده يكى اينكه ملاقات مزبور صورت گرفته و ديگر اينكه صورت نگرفته زيرا هنگامى كه تيمور لنگ وارد شيراز شد حافظ زندگى را بدرود گفته بود ولى بطوريكه نويسنده ميگويد خود تيمور لنگ اسم حافظ را جزو كسانى كه در مجلس وى حضور يافته‌اند ذكر مىنمايد و لذا بايد پذيرفت كه آن ملاقات صورت گرفته است مترجم ) در بين كسانى كه در آن مجلس حضور يافتند من اشعار يكى از آنها موسوم به شمس الدين محمد شيرازى معروف به حافظ را خوانده بودم و ديگران را حتى از دور نمىشناختم . محمد شيرازى معروف به حافظ در آن موقع پير و منحنى بود و چشم‌هائى ناتوان داشت . من هم در اين موقع پير هستم ولى ناتوان نمىباشم زيرا راحتى را برخود حرام كرده‌ام و مردى كه ميخواهد قوى باشد نبايد راحتى كند و راحتى هم جسم را فرسوده مىكند هم جان را ، بعد از اينكه طعام خورده شد از ( زكريا ) فارسى معروف به وامق پرسيدم كه آيا تو مسلمان هستى يا نه ؟ او جواب داد مسلمانم . سئوال كردم چون تو مسلمان هستى لابد عقيده دارى كه اصول و فروع اسلام محترم است و بايد بجا گذاشت ؟ ( زكريا فارسى ) گفت بلى عقيده دارم . پرسيدم پس چرا شما عارفان كه يكى از آنها مسلمانى چون تو مىباشد عقيده داريد كه نماز گذاردن بسوى كعبه و بتخانه يكى است و فرق نميكند . ( زكريا فارسى ) گفت اى امير قطع نظر از اينكه كعبه در آغاز بتخانه بود و بعد كعبه و قبلهء مسلمين شد منظور ما عارفان از بتخانه ، مكانى است كه خدا آنجا باشد . بت در اصطلاح ما عارفان يعنى خدا و بتخانه يعنى مكان خدا و چون خدا مكان معين ندارد و در همه‌جا هست بهر طرف كه رو كنند روى بسوى خدا كرده‌اند و لذا همه‌جا بت‌خانه است . گفتم مرحبا بر تو اى ( وامق ) كه نيكو گفتى خداوند همه‌جا هست و مكان معين ندارد . ولى خدا دستور داده كه مسلمين هنگام نماز رو بسوى كعبه كنند و با اين دستور ، نمازگذاردن بسوى بت‌خانه حرام است . ( زكريا فارسى ) گفت اى امير ، اجازه ميخواهم توضيح بدهم . گفتم بگو ( زكريا فارسى ) گفت اگر كسى اعمال مستحب را بجا بياورد مرتكب عمل حرام نمىشود مشروط بر اين كه واجب را ترك نكرده باشد . يك عارف به عمل واجب خود كه نمازگذاردن بسوى كعبه است قيام مىكند و شبانه‌روزى پنج بار بسوى كعبه نماز ميگذارد ولى علاوه بر آن بسوى شرق و غرب و شمال و جنوب رو مىكند و خدا را ميخواند و اين عمل منافى با اسلام نيست . اى امير ، نمازهاى پنجگانه حداقل وظيفهء يك مسلمان است و اگر تو بر من خرده نگيرى مىگويم غذائى است موافق طبع يك كودك شيرخوار . يك كودك شيرخوار نميتواند چيزى جز شير بخورد ولى آيا يك مرد بالغ نيز بايد به خوردن شير اكتفا نمايد ؟ البته نه ، در صدر اسلام مسلمين جاهل بودند و علم نداشتند و تكاليفى كه براى آنها وضع گرديد به همان نسبت ساده بود . آنها نمىتوانستند بحكمت الهى پى ببرند و خدا را آنطور كه بايد و شايد بشناسند و خداوند كه از اين موضوع مطلع بود براى آنها احكامى بسيار ساده ، درخور فهم آنان ، وضع كرد . امروز نزديك هشت قرن از هجرت ميگذرد و در معارف اسلامى هزارها كتاب بوجود آمده كه يكى از آنها در سال هجرت وجود نداشت معهذا حتى امروز تكليف يك مسلمان عادى همان است كه در صدر اسلام بود و خداوند ، چيزى بيشتر از او نميخواهد . ولى كسى كه علم دارد و كتابها خوانده ، بايد بيشتر عمل كند و از يك مسلمان عامى خداشناس‌تر باشد و عارفان از