را ميشناختى و براى پادشاهى چون من تكليف معين نميكردى سلطان معتصم پناهنده من است و من از هيچگونه كمك نسبت به او مصابقه نخواهم كرد . در همان لحظه كه نامه پادشاه را دريافت كردم عزم نمودم كه بشام قشون بكشم ولى قبل از اينكه نامه پادشاه شام به من برسد مىخواستم بسوى هندوستان بروم و سرزمينى را كه مىگفتند خاكش از گوهر مىباشد ببينم . سلطان معتصم بن سلطان زين العابدين عاقبت در جنگى كه با يكى از سرداران من كرد كشته شد و سرش را بريدند و براى من فرستادند و با قتل سلطان معتصم سلسله مظفرى به كلى نابود گرديد .
و تا امروز كه اين صفحات را رقم ميزنم تجديد نگرديده است زيرا من نه فقط تمام شاهزادگان مظفرى را كشتم بلكه تمام دارائى آنها را به تصرف درآوردم تا اينكه در آينده فردى از افراد خانواده مظفرى نتواند قشون گرد بيآورد و داعيه سلطنت داشته باشد .
بعد از اينكه از تمشيت امور شيراز فراغت پيدا كردم درصدد برآمدم كه علماى شيراز را ببينم و گفتم كه علماى شيراز در مسجد ( عمرو بن ليث صفارى ) جمع شوند و گفتم كه آن مسجد را عمرو بن ليث صفارى در سال 285 هجرى بنا كرد . قبل از مذاكره ، خدمه من به علماى شيراز شربت نوشانيدند و بعد من از شيخ بهاء الدين اردستانى كه مىگفتند از علماى برجسته شيراز است پرسيدم هنگام وضو گرفتن بايد مسح كرد يا پاها را شست شيخ بهاء الدين اردستانى گفت پاها بايد شسته شود ( توضيح - نويسنده قول تيمور لنگ را نقل مىنمايد و مترجم هم ناقل گفته تيمور لنگ است و آنچه در اينجا ميخوانيم نظريه مترجم نيست و مترجم اين سرگذشت كه مسلمان و شيعه اثنى عشرى مىباشد تابع احكام مذهب شيعه است - مترجم ) پرسيدم براىچه پاها بايد شسته شود . جواب داد براى اينكه حكم خدا مىباشد . گفتيم خدا براىچه اين حكم را صادر كرده است . شيخ بهاء الدين پاسخ داد براى رعايت نظافت . سئوال كردم مجوز اين حكم كداميك از آيات قرآن است شيخ بهاء الدين نتوانست جواب بدهد .
يكى از علما گفت اى امير اجازه بده من مجوز آن را بگويم گفتم من از تو سئوال نكردم .
شيخ بهاء الدين اردستانى گفت من ميدانم كه در قرآن آياتى راجع بوضو گرفتن هست ولى آن آيات را بخاطر ندارم . گفتم تو مردى هستى عالم و پيشواى مذهبى مسلمين شيراز بشمار ميآئى چگونه آيات قرآن را كه مربوط بوضو مىباشد بخاطر ندارى بخاطر نداشتن آيات قرآن از طرف تو كه مردى عالم و پيشواى مذهبى هستى شبيه است باينكه يك مرد جنگى ، در روز جنگ كه ميبايد بميدان برود شمشير خود را فراموش نمايد .
آنگاه آيات مربوط بوضو را كه در سوره ( مائده ) و سورهء ( نساء ) وجود دارد براى شيخ بهاء الدين اردستانى خواندم و از او پرسيدم آيا معناى اين آيات را مىفهمد يا آيات را براى او ترجمه نمايم .
او گفت معناى آيات را مىفهمد سپس يكى ديگر از علماى شيراز موسوم به ( حاج موسى چاه كوتاهى ) را مورد خطاب قرار دادم و گفتم نماز صبح در دين اسلام داراى فضيلت مخصوص است تو به من بگو بچه دليل نماز صبح فضيلت خاص دارد حاج موسى چاه كوتاهى گفت براى اين كه نماز صبح ، نماز آغاز روز است . پرسيدم مجوز آنچه مىباشد ؟ حاج موسى چاه كوتاهى نتوانست جواب بدهد رو بسوى ساير علماء كردم و گفتم در بين شما كسى هست كه مجوز فضيلت نماز صبح
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: مارسل بريون
ص٢٠٥