تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
نباشم دماغ سلطان آن ناحيه آنطور كه من مايل هستم به خاك ماليده نميشود . به من گفتند فارس سرزمينى است كه داراى عشاير دلير مىباشد و اگر سلطان منصور مظفرى عشاير فارس را وارد جنگ نمايد قشون من در آن كشور نابود خواهد گرديد من گفتم كسى كه از نابود شدن بيم دارد نبايد وارد جنگ گردد و آن كس كه بجنگ ميرود بايد بداند كه خطر نابودى موجود است . مدت شش هفته در قزوين بودم و در تمام آن مدت تبريد مىكردم و آب‌ليمو و آب انار مىآشاميدم و بيمارى من رفع شد ولى هوا سرد شده بود . من با عده‌اى از افراد بصير كه از وضع فارس به خوبى مطلع بودند مشورت كردم و آنها گفتند فارس منطقه‌ايست گرمسير و اگر تو قشون خود را از عراق عجم عبور بدهى بعد از ورود بكشور فارس مثل اين است كه تابستان آغاز گرديده است لذا من تصميم گرفتم با وجود سرماى زمستان بسوى فارس حركت كنم . چون ميدانستم كه بعد از ورود بفارس ، وارد منطقه گرمسير خواهم گرديد از قزوين به راه افتادم . با اين‌كه هوا خيلى سرد بود در راه‌پيمائى دوچار دشوارى زياد نشديم و وقايعى مانند وقايع كشور ( قبچاق ) روى نداد و در راه كسى مزاحم من نشد تا اينكه به خاك فارس رسيديم . شاه منصور مظفرى سلطان فارس از ورود من آگاه گرديد و هزارهاتن از عشاير ( بوير ) را براى جلوگيرى از من فرستاد . طبق معمول قبل از اينكه با عشاير ( بوير ) وارد جنگ شوم از سكنه محلى در خصوص آنها تحقيق كردم و آنان گفتند كه قبايل ( بوير ) از فرزندان جمشيد هستند . من نام جمشيد را شنيده ، و وصف او را در شاهنامه خوانده بودم و ميدانستم كه شهرهاى ايران بدست جمشيد ساخته شده و او بود كه براى ايرانيان زاكون ( قانون - مترجم ) نوشت و قبل از جمشيد ايرانيان داراى زاكون نبودند . آثار قصر جمشيد بطوريكه خود من در فارس ديدم هنوز در آن كشور باقى است و من بعد از ديدن آثار آن قصر دستور دادم كه اسمم را روى تخته سنگى كه آنجا بود نقر كنند تا آيندگان بدانند كه من آن سرزمين را فتح كرده‌ام . ولى در آغاز ورود نميدانستم كه بازماندگان جمشيد هنوز در آن كشور هستند و شنيدن آن موضوع براى من تازگى داشت . وقتى من وارد فارس شدم قدم بولايت استخر ( اسطخر ) نهادم كه در شمال كشور فارس قرار گرفته و در قديم شهرى بود بزرگ به همين نام ولى بعد از اينكه من كشور فارس را فتح كردم و آن شهر را ديدم مشاهده كردم قريه‌اى است داراى پنجاه خانواده و استخر را اعراب بعد از تصرف فارس ويران كردند و سكنه آن را قتل عام نمودند . سكنه محلى به من گفتند قبايل ( بوير ) كه فرزند جمشيد هستند در ميدان جنگ هرگز قدمى به عقب برنداشته‌اند و اگر سپاه خصم به اندازه مورچه‌هاى بيابان باشد مقاومت خواهند كرد و سپاه مهاجم نميتواند بگذرد مگر اينكه قبايل بوير را تا آخرين نفر بقتل برساند . به من گفتند كه سپاهيان شاه منصور مظفرى سلطان فارس منحصر بعشاير ( بوير ) نيست بلكه سلطان فارس داراى عشاير ديگر مىباشد كه همه رشيد هستند و مىتوانند جلوى خصم را بگيرند و سرزمين فارس مسكن عشاير است و سالى دو مرتبه تغيير مكان ميدهند و در فصل بهار به ييلاق ميروند تا در آنجا براى احشام خود آب و علف بدست بياورند و در فصل پائيز راه قشلاق را پيش ميگيرند
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 184 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى