تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

فصل هفدهم چگونه بغداد را مسخر كردم

مدت توقف من در طالش زياد طول نكشيد زيرا وقت نداشتم كه در آن كشور توقف كنم و اگر توقف مينمودم فصل قشون‌كشى ميگذشت و ميخواستم خود را به بغداد برسانم و سرزمينى را كه ( هلاكو ) تصرف كرده بود تصرف نمايم . اگر از طالش ، مستقيم بسوى بغداد ميرفتم با كوه‌هائى مواجه مىشدم كه عبور از آنها امكان نداشت و ميبايد از طالش بسوى مشرق برگردم و از كنار درياى آبسگون بگذرم و خود را بقزوين برسانم و بعد راه بغداد را پيش بگيرم به ( داعى ) امير شهر ( خشم ) گفتم هر موقع كه احتياج بكمك داشت به من مراجعه نمايد و بداند كه من به زودى بكمكش خواهم شتافت و اگر نتوانم براى كمك او بيايم يكى از سردارانم را با عده‌اى سرباز بكمك او خواهم فرستاد . با اينكه طالش بطور مستقيم در سر راه ماوراء النهر و خوارزم نبود در آنجا نيز دو برج كبوترخانه بوجود آوردم تا بوسيله كبوتر قاصد با ( داعى ) ارتباط داشته باشم . آنگاه قشون من به راه افتاد و از طالش مراجعت كردم و در طول سواحل درياى ( آبسگون ) راه مشرق و جنوب را پيش گرفتم و از منطقه موسوم به ( شفت ) گذشتم و عازم قزوين شدم . مسافرت من از ( شفت ) تا ( قزوين ) و از آنجا تا كرمانشاهان و از كرمانشاهان تا ساحل رود دجله بدون واقعه‌اى كه قابل ذكر باشد ادامه داشت . در راه من چندين شهر وجود داشت و امرا و حكام آن بلاد وقتى مطلع مىشدند كه من نزديك شده‌ام ، باستقبالم مىآمدند و با تكريم از من پذيرائى مىنمودند و من هيچيك از آنها را مجبور نمىنمودم كه از من ميهماندارى كنند فقط براى قشون خود سيورسات ميخواستم و مىگفتم كه بهاى خواربار و عليق را عادلانه محسوب نمايند امرائى كه در سر راه من بودند اهميت نداشتند و داراى بضاعت زياد هم نبودند . آنها نميتوانستند حتى يكروز متحمل هزينه غذا و عليق قشون من شوند و من آنها را مطمئن ميكردم كه حتى يك درهم برايگان از آنها نخواهم گرفت فقط از آنها ميخواستم كه در كشورشان كبوترخانه بوجود بياورم و چند نفر از مردان من عهده‌دار اداره كبوترخانه‌ها باشند . لزومى نداشت به آنها بگويم كه اگر نسبت بآدم‌هاى من سوء قصد بشود جان و مال آنها و اتباعشان هدر است زيرا همه آنها ميدانستند كه من مردى هستم كه در مسائل مربوط باصول اغماض نميكنم و آنهائى كه از من اطاعت نمايند آزار نخواهند ديد ولى اگر سوء قصد كنند معدوم خواهند شد و من با زنها و فرزندان آنها چون زنها و فرزندان كافر حربى رفتار خواهم نمود يعنى زنهاى آنها