تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
آنها مبهوت شدم . وقتى جانوران انبوه قشون ما را ديدند بوحشت درآمدند و بر سرعت افزودند كه بگريزند من متوجه شدم كه سم آنها مثل سم گاو مىباشد و شكاف دارد لذا جانورانى هستند حلال گوشت . اين بود كه امر كردم آنها را صيد كنند تا به مصرف تغذيه قشون برسد و سربازان من به طرف جانوران تيراندازى كردند و بيست رأس را بر زمين انداختند و ساير جانوران گريختند . من لاشه جانوران را بدقت از نظر گذرانيدم و متوجه شدم كه بدون ترديد گاو است ليكن با شانه‌هائى قوىتر و عريض‌تر از شانه‌هاى گاو معمولى و با صورتى به صورت انسان . من نميتوانستم اجازه بدهم كه سربازان من براى خوردن گوشت گاو توقف كنند و با اينكه در يك طرف صحرا بيشه‌اى از درخت‌هاى سردسيرى بود و چوب بدست مىآمد و سربازان من ميتوانستند آتش بيفروزند گفتم قسمت‌هاى مرغوب گوشت گاوها را قطع كنند و با خود حمل نمايند تا هر زمان كه فرصتى بدست بيايد آن را طبخ كنند و بخورند . غروب آن روز وقتى به يك كلاته ( يعنى آبادى كوچك - مارسل بريون ) رسيديم من از سكنه آبادى راجع به آن جانوران پرسش كردم و معلوم شد كه آنها گاو جنگلى هستند و رسم جانوران مزبور اين است كه وقتى گاو نفس كشيد ( يعنى زمين گرم شد - نويسنده ) مهاجرت مىكنند و بسوى قسمت‌هاى شمالى ميروند تا خود را به نقاطيكه سردسيرتر است برسانند . چون طبع گاوهاى جنگلى طورى است كه جز در مناطق سردسير نميتوانند زندگى نمايند به همين جهت در كشور ( قبچاق ) هيچ‌كس آنها را در فصل تابستان نمىبيند و فقط در فصل زمستان ديده ميشوند و همين كه قدرى هوا گرم شد به راه ميافتند و بسوى آفاق شمالى مىروند . ( گاوهائى كه تيمور لنك مشاهده كرد ، امروز باسم ( اوروش ) خوانده مىشود و در قديم در مغرب روسيه و شمال قفقازيه و كشور لهستان و آلمان شرقى ديده ميشد و گاهى آن را در اطريش هم ميديدند ولى آن‌قدر آن جانور بىآزار و قوى جثه را صيد كردند كه امروز نسل ( اوروش ) تقريبا از بين رفته و فقط در منطقه باطلاقى ( پرى بت ) واقع در كشور لهستان ديده مىشود - مارسل بريون )