تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
كه آيا مىتوانيد بگوئيد كه پسر من در كجا است تا اينكه ما از كوتاهترين راه خود را به او برسانيم و بوى كمك كنيم يكى از افسران اظهار كرد من تصور ميكنم پسر تو در ( باب الابواب ) باشد ( توضيح - امروز ( باب الابواب ) را باسم ( دربند ) ميخوانند و بندرى است بزرگ واقع در ساحل غربى درياى خزر در شمال بادكوبه - مترجم ) ( عبد الله ) از آن افسر پرسيد ( امير شيخ عمر ) از كجا توانسته به ( باب الابواب ) برود ؟ ما ميدانيم ( امير شيخ عمر ) از راه دريا مسافرت نكرده تا بگوئيم با كشتى خود را به ( باب الابواب ) رسانيده است از راه خشكى هم نميتوانسته خود را به ( باب الابواب ) برساند چون سد ( انوشيروان ) مانع از آن كه بتواند از راه شمال خود را به ( باب الابواب ) برساند من گفتم كه معلوم نيست سد ( باب الابواب ) را انوشيروان ساخته باشد و بعضى عقيده دارند كه آن سد از طرف ( جمشيد ) ساخته شده است . عبد الله گفت نظريه امير صحيح است و بعضى از تاريخ‌نويسان سازنده آن سد را جمشيد ميدانند . افسرى كه راجع به سد ( انوشيروان ) يا جمشيد صحبت كرده بود گفت سازنده آن سد هركه باشد قدر مسلم اين است كه اكنون كشتى نميتواند از راه شمال وارد ( باب الابواب ) شود . من گفتم چون قيايل شمال خزر پيوسته بايران حمله ميكردند جمشيد يا ( انوشيروان ) در ( باب الابواب ) سدى ساخت تا اينكه مانع از عبور اين قبايل شود و آنها نتوانند ايران را مورد حمله قرار بدهند و مسكن قبايل خزر سرزمين ( قبچاق ) است و امروز سلطان آن قبايل ( توقتميش ) مىباشد ، ( عبد الله ) گفت خود ( توقتميش ) از چه راه به ( باب الابواب ) ميرود ؟ افسرى كه موضوع سد را مطرح كرده بود گفت شايد از راه دريا . ( عبد الله ) گفت يا از راه جنوب يعنى سد را دور مىزند و از راه جنوب سر درمىآورد و آنگاه وارد ( باب الابواب ) مىشود كه در آن صورت از سرزمين آتش خواهد گذشت . گفتم ( عبد الله ) درست مىگويد و از راه جنوب ميتوان وارد ( باب الابواب ) شد و كسى كه بخواهد از راه جنوب وارد ( باب الابواب ) شود از سرزمين آتش ميگذرد . يكى از افسران من پرسيد سرزمين آتش كجاست ؟ گفتم سرزمين آتش واقع است در جنوب ( باب الابواب ) و كنار درياى ( آبسگون ) و از اينجهت آن را سرزمين آتش ميخوانند كه در آنجا از زمين چشمه‌هاى روغن ميجوشد و بعضى از آنها پيوسته مشتعل است و هيچ‌كس هم نميتواند آن آتش‌ها را خاموش نمايد . ( توضيح - سرزمين آتش همان است كه امروز باسم بادكوبه خوانده مىشود و اهل لغت عقيده دارند ريشه اصلى كلمه بادكوبه در زبان محلى باسم آتش يا آتشگاه يا آتشكده بوده است - مترجم ) يكى از افسران گفت خوشا به حال سكنه سرزمين آتش براى اينكه پيوسته گرم هستند و مثل ما از سرما نميلرزند . گفتم ولى آن آتش بقدرى شديد است كه نميتوان به آن نزديك شد و خود را گرم كرد و اگر انسان به آن آتش نزديك شود ميسوزد و شعله آتش به آسمان ميرود و هيچكس قادر بخاموش كردن آن نيست يعنى كسى نميتواند به آن نزديك شود تا اينكه آن را خاموش نمايد . من در ماوراء النهر با كسانى كه بسرزمين آتش مسافرت كرده ، از آنجا مراجعت مينمودند
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 124 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى