تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
( اورگون - چتين ) شمشير نداشت ولى خفتان در برش و ساق‌بند بر پايش ديده ميشد . من دستور دادم كه خفتان و ساق‌بند او را از جسدش دور نمايند و نگاهدارند تا اينكه در ماوراء النهر بخانواده‌اش داده شود و جسد بىسر را دفن نمايند چون پيش‌بينى ميكردم كه سر او بدست نخواهد آمد . روز كوتاه پائيز بانتها ميرسيد بدون اينكه جنك خاتمه يافته باشد و چون باران ميباريد قبل از اينكه روز بپايان برسد تاريك شد . من تا آن موقع 25 هزار تن از پنجاه هزار سوار را كه جزو نيروى ذخيره بودند پياده به شهر فرستادم تا اينكه قبل از فرود آمدن تاريكى كار شهر را يكسره نمايند ولى كار جنك خاتمه نمىيافت براى اينكه در اصفهان صدها ميدان جنك بوجود آمده بود و در هر قدم خانه‌ها و موانعى كه اصفهانىها در كوچه‌ها بوجود مىآوردند راه عبور سربازان ما را مسدود ميكرد من براى اينكه بتوانم مسلط بر وضع جنك باشم در خارج شهر بسر ميبردم و بعد از اينكه باران شروع شد در خيمه جا گرفتم قبل از اينكه هوا تاريك شود ( قولر بيك ) سردار من ، از شهر مراجعت كرد و به من گفت اى امير امشب كار جنك تمام نميشود و باران و تاريكى پيكار را دشوارتر خواهد كرد و آيا موافقت ميكنى كه امشب جنك متاركه شود و از بامداد فردا پيكار را تجديد كنيم . گفتم متاركه كردن جنك در مقابل دشمنى كه متوجه شده ميتواند از خود دفاع كند بصلاح نيست . اصفهانىها اكنون گرسنه هستند و از گرسنگى بجان آمده‌اند . جنك آنها در مدت محاصره و امروز بما نشان داد كه دلير مىباشند و جرئت دارند و از آوازه و شهرت ما نميترسند ما اگر جنك را متاركه كنيم ممكن است كه مورد شبيخون قرار بگيريم و اصفهانيهاى گرسنه و از جان گذشته ، در تاريكى از شهر خارج شوند و بر ما بتازند و در آن صورت زير اين باران وضع ما وخيم‌تر خواهد شد . ( قولر بيك ) گفت اى امير ، من از اين جهت ميگويم كه امشب جنك بايد متاركه شود كه ما فردا بتوانيم از روى يك روش منظم تمام خانه‌هاى اصفهان را بكوبيم زيرا براى اينكه بتوان اين شهر را تصرف كرد ميبايد تمام خانه‌ها را ويران نمود . اين كار امشب در تاريكى و زير باران ميسر نيست ولى فردا ميتوان خانه‌ها را كوبيد تا اينكه اصفهانيها نتوانند در پناه خانه‌ها مقاومت نمايند و از بام منازل سنك بر ما ببارند و ما را زنده بسوزانند . من اطلاع داشتم كه در آن روز نزديك ظهر اصفهانيها كه چند تن از سربازان ما را اسير كردند مقابل چشم ساير سربازان آتش افروختند و آنها را زنده سوزانيدند تا اينكه سربازان مرا بترسانند و نيروى جنگى آنان را سست نمايند . به ( قولر بيك ) گفتم كه متاركه كردن جنگ ، بصلاح نيست و نبايد باصفهانيها فرصت بدهيم كه خود را جمع‌آورى نمايند و امشب بما شبيخون بزنند يا فردا با توانائى جديد بما حمله نمايند . امشب جنك تا صبح مىبايد ادامه داشته باشد منتها عده‌اى قليل از سربازان ما مامور جنك خواهند شد و بقيه استراحت خواهند نمود تا اينكه فردا بدون خستگى شروع بجنك كنند . امشب اصفهانيها بايد حضور دائمى ما را در شهر به خوبى حس نمايند تا بفكر شبيخون زدن نيفتند . پانزده هزار تن از سربازان من در دو كشيك مامور شدند كه در شهر با اصفهانيها تماس داشته باشند و من بقيه سربازان را براى استراحت مرخص نمودم و آنها درون خيمه‌هاى
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 104 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى