جنوب شهر وارد يك خيابان بالنسبه عريض شود و در آنجا هم شكافى در شهر بوجود بياورد و جلو برود .
پسرم ( جهانگير ) مانند ( قولر بيك ) در مسير خود تمام خانهها را در دوطرف معبر ويران مىكرد و پيش ميرفت تا اينكه به مسجدى رسيد كه معلوم شد مسجد جامع اصفهان است گروهى از اصفهانيان در آن مسجد جمع شده بودند و قصد مقاومت داشتند و پسرم آنها را از دم تيغ گذرانيد ولى سه نفر را كه معلوم شد پيشنماز مسجد جامع هستند نكشت زيرا ميدانست كه من عهد كردهام كه علماء و شعراء و صنعتگران را بقتل نرسانم . ( جهانگير ) آن سه نفر را نزد من فرستاد و من از آنان پرسيدم آيا شما سه نفر پيشنماز مسجد جامع هستيد ؟ آنها جواب مثبت دادند سئوال كردم كه آيا بنوبه در آن مسجد نماز ميخوانيد يكى از آنها كه ريشى سفيد و بلند داشت گفت اى امير ، ما بنوبه نماز نميخوانيم بلكه هر روز مشغول خواندن نماز مىشويم چون جواب آنها براى من تازگى داشت پرسيدم كه آيا شما هر روز ، در مسجد جامع نماز ميخوانيد يعنى مردم روزها به امام در يك مسجد اقتدا مىكنند و نماز مىخوانند ؟ روحانى ريشسفيد گفت بلى اى امير . پرسيدم لابد شما كه سه امام هستيد در سه نقطه مختلف از مسجد به نماز ميايستيد آنها جواب مثبت دادند و گفتند مسجد جامع داراى سه شبستان است و هريك از ما در يكى از آن شبستانها نماز مىخوانيم .
گفتم اكنون موقع جنك است و من فرصت ندارم كه با شما زياد صحبت كنم ولى ميپرسم براىچه ، دو نفر از شما به نفر سوم اقتدا نميكند تا اينكه تمام نمازگزاران بيك نفر اقتدا نمايند و نماز بگذارند . مردى كه ريشسفيد داشت گفت اى امير ، در اينجا مردم به پيشنمازى اقتدا مىكنند كه او را عادل بدانند و به همين جهت هركس بيك امام اقتدا مىكند زيرا فقط او را عادل مىداند و حاضر نيست جز او ، ديگرى را مقتداى خود بداند . به پيرمرد گفتم اگر تو بيك كفاش بگوئى كه براى تو كفش بدوزد آيا تحقيق مىكنى كه بدانى وى عادل است يا ظالم .
تو از او كفش مىخواهى و او نيز براى تو كفش ميدوزد و بعد از اينكه كفش تو را دوخت ، پولش را از تو دريافت مىكند . در دين اسلام ، هنگام نماز مسلمين بايد بيكنفر اقتدا كنند و نماز بخوانند و كافى است كه آن شخص يك مسلمان عادى باشد تا بتوان به او اقتدا كرد .
در هيچيك از احكام دين گفته نشده كه پيشنماز بايد از فرشتگان باشد و همين كه مردم او يك مسلمان واقعى بدانند كافى است و عادل بودن پيشنماز يعنى عملى از او ديده نشود كه مغاير با دين اسلام باشد . من در آن روز فرصت نداشتم كه بيش از آن ، راجع به آن مسئله با آن سه پيشنماز صحبت كنم و گرنه به آنها ثابت مىكردم كه در هر نقطه كه مسلمين مىخواهند نماز جماعت بخوانند بايد بيك نفر اقتدا كنند و لزومى ندارد كه آن شخص جزو زهاد و اوتاد باشد و همين قدر كه مردم او را مردى مسلمان بدانند كافى است كه بتواند امام شود و ديگران به او اقتدا كنند .
جنك شهر اصفهان به صورتى درآمده بود كه من متوجه شدم در اين شهر تا خانهاى ويران نشود نمىتوان سكنه آن را معدوم كرد در حالى كه ( قولر بيك ) و ( جهانگير ) در منطقه خود خانهها را ويران ميكردند ، و سكنه منازل را از دم تيغ مىگذرانيدند و جلو ميرفتند منهم در منطقه خود ،
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: مارسل بريون
ص١٠٧