تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه در خارج از اصفهان قشونى وجود ندارد كه راه را بر من بگيرد . در ( سده ) مرتبه‌اى ديگر راجع باصفهان تحقيق نمودم و بخصوص درباره حصار شهر تحقيق كردم و معلوم شد كه طول حصار اصفهان هفت فرسنگ و نيم است و در هر يكصد و پنجاه گز ، يك برج دارد و لذا سيصد برج در حصار اصفهان ساخته‌اند . از مختصات حصار اصفهان اين بود كه پشت آن را طورى عريض ساخته بودند كه ارابه حركت مىكرد و بطريق اولى مدافعين شهر مىتوانستند براحتى در آنجا حركت كنند و مقادير زياد سنگ و تير را در پشت حصار ذخيره نمايند . جلوى حصار اصفهان بطورىكه مردم ( سده ) مىگفتند يك حصار كوچك وجود داشت و من ميدانستم كه حصار كوچك را براى اين ساخته‌اند كه مدافعين آن مانع از نقب زدن يك قشون مهاجم شوند . بنابراين يك قشون مهاجم اگر بخواهد بوسيله نقب زدن خود را به شهر اصفهان برساند ميبايد مبداء نقب را از راه دور شروع نمايد و از زير حصار كوچك بگذرد با اينكه حصار كوچك را متصرف شود تا اينكه بتواند از نزديك شهر مبادرت بحفر نقب نمايد . ديگر از چيزهائى كه در ( سده ) به من گفتند اين بود كه اصفهان داراى مجراى فاضل آب است و من تا آن روز شهرى را نديده بودم كه مجراى فاضل آب داشته باشد . محاصره شهرى كه طول حصار آن هفت فرسنگ و نيم است و داراى سيصد برج مىباشد احتياج به بصيرت دارد . در آن شهر نميتوان سربازان را اطراف شهر گماشت تا اين‌كه كسى از شهر خارج نشود يا قدم به شهر نگذارد چون اگر سربازان را اطراف شهر بگمارند نيروى آنها طورى ضعيف خواهد شد كه اگر مدافعين از شهر خارج شوند و حمله نمايند از پا درميآيند . اين بود كه من در اصفهان نيروى خود را اطراف شهر در نقاط مخصوص متمركز كردم كه هم شهر را تحت نظر داشته باشيم و هم اگر نيروى مدافع از شهر خارج شد ، بدسته‌هائى ضعيف از قشون من برخورد نكند و آن‌ها را از بين نبرد . وقتى من باصفهان رسيدم فصل بهار و آب رود زاينده زياد بود همچنانكه آب رود جيحون ما هم در فصل بهار طغيان مىكند . چون آب زياد بود من نمىتوانستم از راه رودخانه قشون خود را وارد شهر نمايم . ( توضيح - از نوشته تيمور لنگ پيداست كه در آن موقع رودخانه زاينده از وسط شهر اصفهان ميگذشته در صورتى كه امروز تقريبا از كنار شهر ميگذرد - مترجم ) اين بود كه من براى تصرف شهر نقب زدن را بهتر دانستم و ما مىتوانستيم با حفر چهار نقب از چهار طرف بسوى شهر ، حصار طولانى اصفهان را ويران كنيم ، همچنانكه حصار شهرهاى ديگر را ويران نموديم . ولى لازمه حفر نقب‌ها اين بود كه حصار كوچكى كه مقابل حصار بزرگ قرار گرفته بود به تصرف ما درآيد و من فرمان حمله را براى تصرف حصار كوچك صادر كردم . اصفهانىها در حصار كوچك مقاومت شديد نكردند و در ظرف چند ساعت آن حصار را تخليه نمودند و به داخل شهر رفتند . بعد از اين‌كه حصار كوچك به تصرف ما درآمد و فاصله ما با شهر كم شد من دستور دادم كه از چهار طرف شهر ، چهار رشته نقب بسوى شهر حفر نمايند و نقب‌هاى مزبور ميبايد به زير حصار اصفهان ، برسد و در آنجا يك خزينه بوجود بيايد تا اين‌كه ما باروت در آن خزينه بگذاريم و منفجر كنيم .