گفت : « من » زيادت است ، اگر چه در لفظ حايل است در معنى حايل نيست ، و قوله : ثلثة ، أى ثلاثة نفر . فرّاء گفت : جرّ « ثلثة » رواست كه به اضافهء « نجوى » باشد به او . و رواست كه صفت « نجوى » باشد ، و التّقدير : من نجوى ثلثة ( 1 ) ، يعنى از سه راز ، و بر قول اوّل از راز سه كس . * ( إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ ) * ، الَّا و او چهارم ايشان است از روى علم ، يعنى بر او پوشيده نباشد و او در علم بمنزلهء آن كس باشد كه با ايشان بوده باشد . * ( وَلا خَمْسَةٍ ) * ، و نه نيز پنج كس با هم سرّ گويند ، و الَّا او ششم ايشان است . * ( وَلا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْثَرَ ) * ، و نه كم ( 2 ) از آن و نه بيش ( 3 ) از آن ، و الَّا او با ايشان شنود و احوال ايشان داند . عامهء قرّاء خواندند : * ( وَلا أَكْثَرَ ) * ، به فتح « را » در محلّ جرّ ، براى آن كه لا ينصرف است ، و ابواب لا ينصرف در ( 4 ) جرّ ( 5 ) مفتوح بود ، تقول : ليس عندي من دينار و لا درهم ، و لا اقلّ منه و لا اكثر . و يعقوب خواند : « وَلا أَكْثَرَ » به رفع حملا على انّه لم يعتدّ به من الزّائد ( 6 ) و گفت :
جار و مجرور در محلّ رفع است ، چنان كه : ما جاءني من احد ، و المعنى احد . و اين بر قول آن كس روان باشد كه نجوى ثلثة صفت و موصوف گويد ، فامّا قول آن كس كه مضاف و مضاف إليه گويد به هيچ وجه جرّ ( 7 ) نشايد ، براى آن كه عطف « اكثر » بر « ثلثة » باشد ، و « ثلثة » مجرور بود باضافه على كلّ حال . فامّا آن كه صفت و موصوف گويد « ثلثة » به ظاهر مجرور است و به معنى مرفوع ، و زهرىّ در شاذّ « اكبر » خواند به « با » . * ( إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا ) * ، و الَّا خداى - جلّ جلاله - با ايشان است هر كجا باشند . * ( ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، آنگه ايشان را خبر دهد به آنچه كرده باشند روز قيامت ، و خداى تعالى به
هامش
( 1 ) . آد : نجوىّ .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : كمتر .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : بيشتر .
( 4 ) . آد ، كا حال ، گا محل .
( 5 ) . اساس : جمع ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : الزّائدة .
( 7 ) . كذا ، در اساس و ديگر نسخه بدلها ، « جز جر » صحيحتر مىنمايد .