اگر اين طعام به كسى دهد كه در ظاهر لبوس درويش بود ، چون نداند ( 1 ) توانگر باشد روا بود ، و ابو حنيفه و مالك و شافعى در قديم همين گفتند ، و شافعى گفت در جديد : روا نباشد . و كفّاره بر هر حال مقدّم باشد بر خلوت بلا خلاف به هر چه خواهد كردن [ از عتق ] ( 2 ) و روزه و اطعام . و مالك در اطعام خلاف كرد و گفت : شايد تا خلوت مقدّم بود و بر او اخراج قيمت نشايد در كفّارت ، بل اعيان اين چيزها بايد ، و شافعى هم اين گفت . و اهل عراق گفتند : روا باشد الَّا در عتق ، چون زن شوهر را گويد : تو بر من چون پشت مادرى ، بر او هيچ نباشد و اين گفتار لغو بود . و ابو حنيفه و شافعى و محمّد همين گفتند . ابن ابى ليلى و حسن بصرى گفتند : بر او ظهار باشد ، و ابو يوسف گفت : بر او كفّارت سوگند باشد .
و روايت كردند كه : مردى اين مسأله پرسيد از ابن [ ابي ] ( 3 ) ليلى ، گفت :
بر او كفّارهء ظهار باشد ، از محمّد پرسيدند ، گفت : بر او هيچ نباشد . از ابو يوسف پرسيدند ، و نگفت كه ايشان فتوى چه گفتند ( 4 ) ، گفت : سبحان اللَّه ! دو پير از پيران مسلمان غلط كردند در اين مسأله ، بر او كفّارت سوگند باشد . اگر مرد درويش باشد و زن براى او كفّارت كند روا باشد ، و شافعى همين گفت .
و ابو حنيفه گفت : روا نباشد ( 5 ) ، بدان كه كفّارات بر چهار وجه است : مخيّر است و مرتّب [ و مخيّر و مرتّب است ] ( 6 ) به يك جاى و مجموع . فامّا آنچه مرتّب است ، كفّارت ظهار است كه اوّل عتق بايد ، اگر از عتق عاجز باشد روزه دارد ، اگر روزه بر او دشوار ( 7 ) آيد طعام دهد . و كفّاره به نقض نذر و عهد مخيّر باشد ميان هر سه .
هامش
( 6 - 3 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : كه ايشان چه فتوى كردند .
( 5 ) . آد ، كا ، گا امّا .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : دشخوار / دشوار .