ممانعت و مخالفت و معادات كنند ، ايشان كافران باشند . * ( كُبِتُوا ) * ، ايشان را به روى در آرند به خزى و هلاك چنان كه كردند با آنان كه از پيش ايشان بودند از كافران به انواع هلاك و عذاب . [ * ( وَقَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ بَيِّناتٍ ) * ، و ما بر ايشان آيات روشن و دلالات واضح فرستاده بوديم ] ( 1 ) . * ( وَلِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ ) * ، و كافران را عذابى باشد خوار كننده كه ايشان را ذليل و مهين بكند .
* ( يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه جَمِيعاً ) * ، گفت : ياد كن اى محمّد آن روز كه خداى تعالى ايشان را همه زنده گرداند و خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند ، و اين بر سبيل تهديد و وعيد است [ و مردانه خبر دادن است . يعنى با روى ايشان آرند آنچه كرده باشند براى تشوير و تخجيل ، و گفتند : اين خود عبارت است از عذاب و عقوبت ، چنان كه يكى از ما گويد : من با تو بگويم و با تو نمايم و تو را آگاه كنم از آنچه كردهاى . و مراد از اين همه تهديد و وعيد باشد ] ( 2 ) به عذاب نه گفتار [ و نه ] ( 3 ) خبر . آنگه بر سبيل زجر و وعظ و تذكير گفت : * ( أَحْصاه اللَّه وَنَسُوه ) * ، آن اعمال و معاصى كه ايشان كردهاند فراموش كردند ، و خداى تعالى فراموش نكرده است ، بل بشمرده ( 4 ) است آن و نگاه داشته و بفرموده نوشتن ( 5 ) تا به ايشان تقرير كند و ايشان را بر وفق آن عقوبت كند . * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ) * ، و خداى تعالى بر همه چيزى گواه است .
* ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * ، گفت : نمىبينى ، يعنى نمىدانى اى محمّد كه خداى تعالى مىداند آنچه در آسمان و زمين است و بر او هيچ پوشيده نماند . * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ ) * ، نباشد هيچ راز سه كس . جملهء قرّاء « يكون » خواندند به « يا » براى آن كه حايلى هست ميان فعل و فاعل از « من » . و « من » زيادت است آن جا ، و ابو جعفر به « تا » خواند براى تأنيث « نجوى » و
هامش
( 3 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده باشد .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : برشمرده .
( 5 ) . آد ، كا ، گا آن .