و سلَّم [ اين ] ( 1 ) حديث بشنيد ، كس فرستاد و ايشان را بخواند و نهى كردند ( 2 ) از اين منتهى نشدند و باز نايستادند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
ابن زيد گفت : سبب آن بود كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - رخصت داده بود هر كس را كه با او راز گويد از كرم خلق و عادت حميدهء او ، جهودان بيامدندى و ايشان را با رسول كارى بودى و حاجتى ، آن به راز گفتندى ، و مسلمانان ضعيف بودندى و همهء جهان دشمن آن گروه ( 3 ) بودند . مسلمانان پنداشتندى كه كارى افتاده است يا دشمنى پديد آمده يا كارزارى ( 4 ) مىبايد كردن ، يا واقعهاى است كه آن را خطرى هست كه بر ملا نمىبايد گفت ( 5 ) . دل مشغول شدندى ، خداى تعالى ايشان را نهى كرد . ايشان منتهى نشدند ، اين آيت آمد در شأن و قصّهء ايشان .
* ( وَيَتَناجَوْنَ بِالإِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَمَعْصِيَةِ الرَّسُولِ ) * ، [ گفت ] ( 6 ) : با سر آنچه نهى كردهاند ايشان را از آن ، مىشوند ( 7 ) و مناجات مىكنند با يكديگر با آنچه در آن بزه است و ظلم و عدوان و تعدّى است از فرمان خداى تعالى ، و آزار و مخالفت فرمان رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - * ( وَإِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِه اللَّه ) * ، چون به تو آيند تو را تحيّتى كنند كه خداى تعالى تو را از آن تحيّت نكرده است ، و آن آن بود كه ( 8 ) جهودان در نزديك رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آمدندى و گفتند [ ى ] ( 9 ) السّام عليك ، و « سام » بنزديك ايشان مرگ بود . رسول - صلَّى اللَّه عليه
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : و از اين نهى كرد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا اندك .
( 4 ) . آد : كالزارى .
( 5 ) . آد ، كا : كه آن را به راز مىبايد گفتن .
( 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد ، گا : افزوده شد .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : با سر آن مىشوند كه ايشان را از آن نهى كردند .
( 8 ) . آد ، كا چون .