و إله و سلَّم - گفتى : و عليكم ، و ندانستى كه غرض ايشان چيست . يك روز در آمدند و رسول را اين خطاب كردند . عايشه بشنيد ، بشناخت ( 1 ) كه ايشان چه مىگويند [ و غرض ايشان چيست ] ( 2 ) گفت : و عليكم السّام و الذّام و الدّاء و اللَّعنة ، بر شما باد ( 3 ) مرگ و درد و عيب و لعنت . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت ( 4 ) : خاموش باش اى عايشه كه خداى تعالى رفق ( 5 ) دوست دارد در كارها و فحش دوست ندارد . عايشه گفت : نمىشنوى يا رسول اللَّه كه ايشان چه مىگويند ؟ مىگويند : السّام عليك . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت ( 6 ) : نمى شنوى كه من ايشان را چه جواب مىدهم ؟ [ مىگويم ] ( 7 ) :
و عليكم ، آنچه شما مىگوييد بر شما باد . خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين حال باز گفت .
پس رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : چون كسى از اهل كتاب بر شما سلام كند ، در جواب گوييد : و عليكم ، اين مقدار ، يعنى آنچه شما مىگوييد بر شما باد از نيك و بد . * ( وَيَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّه بِما نَقُولُ ) * ، آنگه در خويشتن گفتندى : اگر محمّد پيغمبر بودى ، خداى ما را عذاب كردى به اين كه ما مىگوييم در حقّ او ، و خداى تعالى رسول را از سرّ ايشان خبر داد كه ايشان مىگويند : چرا خداى ما را هلاك نمىكند با آنچه ما مىگوييم ، آنگه حق تعالى گفت به جواب آن : * ( حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ ) * ، بس است ايشان را دوزخ . * ( يَصْلَوْنَها ) * ، كه ملازم باشند با آن و مؤبّد بمانند آن جا ، و بد جايى است ايشان را دوزخ ، عذاب ايشان اين بس است .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : بدانست .
( 7 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . كا : بادا .
( 4 ) . آد ، كا ، گا مه يا عايشه .
( 5 ) . اساس : حق ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا تو .