جملهء كفّارات الَّا فى كفّارات اذى حلق الرّأس ( 1 ) كه آن جا دو مدّ بايد دادن ، و اين قول عبد اللَّه عمر است و عبد اللَّه عبّاس و ابو هريره . و ابو حنيفه گفت : اگر خرما دهد يا جو ، صاعى بايد دادن ، و اگر گندم دهد نيم صاع ، و صاعى چهار مدّ باشد .
و در مويز دو روايت است : يكى يك صاع و يكى نيم صاع ، و مذهب مالك چون مذهب شافعى است الَّا در كفّارت ظهار كه گفت : هر مسكينى را مدّى بايد دادن حجازى ، و آن مدّى و ثلث مدّى باشد به مدّ رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - و از آن بايد دادن كه غالب باشد بر قوت او و قوت عيال او . و شافعى گفت : از آن بايد دادن كه غالب باشد بر قوت اهل شهر ، و اين به مؤمنان بايد دادن ، به كافران نشايد دادن . و شافعى همين گفت ، و ابو حنيفه گفت : شايد دادن ، و به مكاتب نشايد دادن ، و شافعى همچنين گفت ، و ابو حنيفه گفت :
شايد دادن هر چه آن را طعام خوانند [ شايد دادن ] ( 2 ) و روايت اصحاب ما آن است كه : بالاترين او ( 3 ) نان و گوشت باشد و ميان نان و زيت و فروتر نان و نمك ، شافعى گفت : الَّا دانه نشايد ، آرد و پست ( 4 ) و نان نشايد ، و أنما طي از اصحاب شافعى گفت : آرد شايد ، و خلاف در فطره همچنين است . اين طعام به درويشان خرد ( 5 ) و بزرگ بايد دادن و اگر ايشان را حاضر كرده باشد تا طعام بخورند ، هر دو كودك را به مردى حساب بايد كردن . و مالك موافقت كرد ما را فى عدّ صغيرين بكير ( 6 ) . و ابو حنيفه و شافعى گفتند : طعام به كودكان نشايد دادن ، بل در دست ولىّ ايشان بايد كردن تا صرف كند در مصالح ايشان .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : الا در كفّاره سر تراشيدن .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد .
( 3 ) . آد ، گا : كه او .
( 4 ) . اساس : حب ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد ، كا : خورد .
( 6 ) . كا : ما را در اين كه دو كودك را بر حساب گيرند .