در حكايت الصّالحين ( 1 ) مىآيد كه : زاهدى بود از جملهء زهّاد ، به نماز شب برخاستى ( 2 ) و نماز كردى و قرآن خواندى . چون به آيتى ( 3 ) وعيد رسيدى ، آن آيت باز مىخواندى و تكرار مىكردى و مىگريستى . شبى از شبها به اين آيت رسيد كه :
* ( وَجَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * ، مى خواند و مىگريست . بر ديگر روز همسايگان او گفتند : هر شب بر آيت وعيد مىگريستى ( 4 ) ، امشب بر آيت وعد ( 5 ) مىگريستى ؟ گفت : براى آن كه خداى تعالى مىگويد : [ مرا ] ( 6 ) بهشتى است كه پهناى او چند آن است كه پهناى آسمان و زمين ، چندان كه نگاه مىكنم ( 7 ) مرا آن جا جاى ( 8 ) قدم نيست .
* ( أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه ) * ، ببجاردهاند ( 9 ) براى آنان كه به خداى ايمان دارند و به پيغامبران او . * ( ذلِكَ فَضْلُ اللَّه ) * ، اين نعمت و فضل خداى است . * ( يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ ) * ، به آن كس ( 10 ) دهد كه او خواهد ، براى آن كه اگر چه ثواب واجب است و به استحقاق باشد ، خداى تعالى به تكليف كردن و اسباب ( 11 ) مقدّمات ، به او ( 12 ) متفضّل است ، براى آن گفت : * ( ذلِكَ فَضْلُ اللَّه يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ . وَاللَّه ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * ، و خداى تعالى خداوند فضل و بزرگوارى است .
* ( ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ ) * ، گفت : نرسد هيچ مصيبت در زمين از قحط و تنگى و آفت و هلاك زرع و ثمار . * ( وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ ) * ، و نه در نفسهاى شما از بيمارى ( 13 ) و دردها و رنجها و دلتنگيها . شعبى گفت : مراد به مصيبت هر چيزى است كه به
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : حكايات صالحان .
( 2 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : برخواستى / برخاستى .
( 3 ) . آد ، كا : آيت .
( 4 ) . آد ، گا : كه تو گريه بر آيهء وعيد مىكردى ديشب .
( 5 ) . آد چرا .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : مىنگرم .
( 8 ) . آد ، كا ، گا يك .
( 9 ) . آد ، گا : آماده كردهاند .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : بدان كس .
( 11 ) . آد ، گا : و به اسباب و .
( 12 ) . آد ، كا ، گا : مقدمات او ساختن .
( 13 ) . اساس تندرستى ، با توجّه فحواى كلام زايد مىنمايد .