حلَّه ( 1 ) عذابى سخت بود در قيامت . و اگر از وجه حلال طلب كرده باشد و به حلال قناعت كرده باشد و از آن تعدّى نكرده باشد به حرام ، نه در جمعش نه در انفاقش از رضاى خداى تعالى در گذشته نباشد ( 2 ) ، او را از خداى تعالى آمرزش باشد و خشنودى . آنگه [ گفت ] ( 3 ) : بر جمله دان ( 4 ) كه زندگانى دنيا هيچ نيست الَّا غرور و سراى فريفتن .
* ( سابِقُوا ) * ، آنگه گفت براى تحريض مكلَّفان بر طلب مغفرت و رضاى خداى : مسابقت كنيد و بشتابيد به آمرزش خداى تعالى به افعالى ( 5 ) از توبه و طاعات كه شما را به آمرزش رساند و جنّت و بهشتى كه عرض او چندان است كه عرض و پهناى آسمانها و زمين ، [ يعنى ] ( 6 ) چون عرض او چندين باشد ، طول او بنگر تا چند باشد .
در خبر است كه : روزى ( 7 ) جبرئيل - عليه السّلام - خواست تا طول بهشت بداند ، چند هزار سال مىپريد ، بماند . از خداى تعالى ( 8 ) قوّت خواست . خداى تعالى قوّتش زيادت كرد . مدّتى ديگر مىپريد تا چند بار مدد خواست و خداى تعالى او را قوّت داد ( 9 ) ، گفت : بار خدايا بيشتر گذشتهام ( 10 ) يا بيشتر مانده ؟ حورى از خيمه آواز داد كه ( 11 ) : يا روح اللَّه ، چرا خويشتن را مىرنجاني ؟ چندين هزار سال است كه ( 12 ) مىپرى ، هنوز از ملك من بيرون نشدى . جبرئيل گفت : تو كيستى ؟
گفت : من حورىام از حوريان كه مؤمنى را باشم از مؤمنان .
هامش
( 1 ) . آد ، كا : من غير حلَّة .
( 2 ) . آد ، كا : در نگذشته باشد .
( 6 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد ، كا : دانيد .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : يعنى به افعالى .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : وقتى .
( 8 ) . آد مدد و ، كا ، گا مدد .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : مىداد .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : گذاشتهام .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : آواز داد و گفت .
( 12 ) . آد ، كا ، گا : تا .