مرده است ! گفت : دنيا بر خداى خوارتر است از آن كه اين بر اهلش .
در خبر است كه : رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - شترى بود آن را عضباء گفتندى ، با هيچ شتر مسابقه نكردى الَّا ( 1 ) سبق بردى . روزى اعرابى ( 2 ) بيامد بر شترى جوان و با او مسابقه كرد و شتر اعرابى سبق ببرد ناقهء عضباء را . صحابهء رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ( 3 ) - دلتنگ شدند . رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : دل خوش داريد ،
انّ حقّا على اللَّه ان لا يرفع شيئا من الدّنيا الَّا وضعه
، بر خدا واجب است كه هيچ چيز از دنيا ( 4 ) رفيع نكند و الَّا وضيع بكند ( 5 ) آن را . و زاهدى را گفتند : دنيا را وصفى كن براى ما ، گفت : هى جمّة المصائب رنقة المشارب لا تمتّع صاحبا به صاحب ، گفت : مصيباتش بسيار است و مشاربش تيره است و دوستى را به دوستى برخوردارى ندهد ، و لابن دريد ( 6 ) :
و من عادة الأيّام انّ صروفها
اذا سرّ منها جانب يبك جانب
و [ قال ] ( 7 ) الاخر :
هى الدّنيا تقول بملإ فيها
حذار حذار من بطشي و فتكي
و لا يغرركم حسن ( 8 ) ابتسامي
فقولي مضحك و الفعل مبكى
ثابت بن سعيد گفت : دنيا چون دنبال كژدم است كه در او الَّا نيش و زهر نيست . مأمون گفت : اگر دنيا را پرسند كه خود را وصفى كن ، از اين بليغتر نگويد كه شاعر گفت :
اذا امتحن الدّنيا لبيب تكشّفت
له عن عدوّ في ثياب صديق
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : كه .
( 2 ) . گا : اعرابيي .
( 3 ) . آد از آن .
( 4 ) . كا ، گا : هر چيز كه آن را در دنيا .
( 5 ) . كا ، گا : رفعتى داد وضيع كند .
( 6 ) . آد ، كا : قال ابن دريد فى هذا المعنى .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : طول .