تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
نصب مكنيد ( 1 ) . * ( وَأَنَّه لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّه ) * ، « ها » ضمير شأن و كار است ، چون برخاست بندهء خداى يعنى رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - . * ( يَدْعُوه ) * ، مىخواند او را ، [ و ] ( 2 ) گفتند : به كلمهء « اخلاص » قول ( 3 ) لا إله الَّا اللَّه ، و گفتند : * ( يَدْعُوه ) * ، أى يدعو اليه ، خلقان را به او دعوت مىكرد ، و گفتند : يذكر اللَّه و يقرأ القران ، ذكر خداى مىكرد و قران مىخواند . * ( كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْه لِبَداً ) * ، نزديك آن بود كه بهرى بر سر بهرى افتند و متلبّد شوند از زحمت ايشان و حرصشان بر سماع قرآن . سعيد جبير گفت و عبد اللَّه عبّاس به روايت عطيّه كه : اين از قول آن [ نه ] ( 4 ) نفر جنّ است كه حكايت مىكنند با جنّيان ديگر چون با نزديك قوم شدند خبر دادند ايشان را [ از ] ( 5 ) ازدحام اصحاب محمّد - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - به وقت نماز و ( 6 ) قراءت قرآن و اقتدا به او در نماز . حسن و قتاده گفتند معنى آيت آن است كه : چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - به دعوت برخاست ، جنّ و انس متلبّد شدند و مجتمع بر او تا ابطال كار او كنند و اطفاء نور او كنند ، خداى تعالى منع كرد از آن و حجّت او ظاهر كرد . و اصل « لبد » از تلبّد است ، و اين از تراكم باشد ، و منه اللَّبد ، نمد را از آن جا لبد گويند كه متراكم باشد و آن موى را [ 84 - پ ] كه بر گردن شير درهم شده باشد آن را « لبدة » ( 7 ) گويند ، و جمعها لبد ، و قال زهير ( 8 ) :
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و بجز عبادت خداى در آن كارى مكنيد . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گفتند إلى كلمة . ( 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : لبد . ( 8 ) . اساس : زهرىّ ، با توجّه به كا تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 454 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي