عبادت خالص كنند خداى را .
حسن بصرى گفت : جملهء بقاع زمين خواست ،
لقوله : عليه السّلام : جعلت لى الارض مسجدا و ترابها طهورا
، گفت : زمين را براى من مسجد كردند و خاكش مرا طهور ساختند تا هر كجا ( 1 ) رسيم ( 2 ) نماز كنيم ( 3 ) من و امّت من ، و هر كجا ( 4 ) آب نيابيم به خاك تيمّم كنيم .
در خبر است كه : پس از نزول اين آيت مسلمانان چون در مسجد شدندى گفتندى :
اشهد ان لا إله الَّا اللَّه ، و السّلام على رسول اللَّه .
سعيد بن جبير گفت و طلق بن حبيب كه : به مساجد آن هفت اندام خواست كه مردم بر او سجده كنند ( 5 ) ، و آن : دو كف دست و دو انگشت [ پا ] ( 6 ) و پيشانى و دو سر زانوست ، گفت : آن مساجد آفريدهء خداى است بر آن جا جز خداى را سجده مكنيد ( 7 ) . و عبد اللَّه عبّاس گفت كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت مرا فرمودهاند كه : بر اين هفت اندام سجده كنم ، بر موى و بر جامه سجده نكنم ، يعنى موى و جامه را حجاب پيشانى نكنم ، اگر مساجد را به مواضع سجده حمل كنى ( 8 ) از بقاع زمين ، واحد او به كسر « جيم » باشد ، و اگر تفسير او بر اعضا كنى [ واحد ] ( 9 ) او مسجد باشد به فتح « جيم » .
حسن گفت : مراد به « مساجد » نمازهاست ، يعنى نماز خداى را سزاوار است ، با خداى كس را مخوان و عبادت مكن ، و گفتند معنى آن است كه : مسجد خاص داريد براى عبادت ، آن را مكسب و متجر مسازيد و جز خداى را در او
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : هر جا كه .
( 2 ) . اساس : به صورت « رسم » هم خوانده مىشود .
( 3 ) . اساس : به صورت « كنم » نيز خوانده مىشود .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و هر وقت كه .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مراد بر او سجده كند .
( 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . آد ، كا : سجده مكن .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مساجد را تفسير بر مواضع سجده كنى .