بودن . و « كانوا » براى آن گفت [ كه ] ( 1 ) في سابق ( 2 ) علم اللَّه چنين بودند ، و علم تعلَّق به چيزى دارد على ما هو به دارد ( 3 ) .
* ( وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ ) * ، آنگه اين آيت به دنبال آن بياورد تا كسى گمان نبرد كه علم خداى ايشان را بر آن حمل كرد يا ايشان بر آن مجبور و مجبول بودند ، گفت : اگر بر طريق حق استقامت كردندى بدل آن كه قسوط و جور و كژى و بر گشتگى كردند [ * ( لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً ) * ، ما ايشان را ] ( 4 ) به بدل آتش آبى دادمانى بسيار ، [ و ] ( 5 ) گفتند : چرا آب را تخصيص كرد ؟ از اين چند وجه گفتند : يكى آن كه چون در آيت اوّل آتش گفت ، در برابر آن آب گفت ، و اين وجهى قريب است براى مناسبت و مطابقت .
يكى را از جملهء صحابه پرسيدند از اين ، گفت : از براى آن [ كه ] ( 6 ) هر كجا ( 7 ) آب باشد گياه باشد ، و هر كجا ( 8 ) آب و گياه باشد مال باشد بسيار و عيشى خوش باشد ، مراد آن كه : وسّعنا عليهم فى الرّزق فى الدّنيا .
* ( لِنَفْتِنَهُمْ فِيه ) * ، تا امتحان كنيم ايشان را در آن مال و نعمت تا شكر كنند يا كفران كنند ، و اين قول سعيد بن المسيّب است و عطاء بن ابى رباح و عبيد بن عمير و عطيّه و مقاتل .
و ( 9 ) حسن بصرى گفت : و اللَّه كه اصحاب رسول درويش بودند و بر طريقت مستقيم سامع و مطيع ، [ پس ] ( 10 ) خداى تعالى كنوز قيصر و كسرى بر ايشان بگشاد ، مفتون شدند و امام خود را بكشتند - يعنى عثمان [ عفّان ] ( 11 ) را .
هامش
( 11 - 10 - 6 - 5 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . اساس : سياق ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 8 - 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : جا .
( 9 ) . اساس حسن است ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .