* ( وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها ) * ، أى من [ السّماء ] ( 1 ) . * ( مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ ) * ، أى لسماع ( 2 ) كلام الملائكة ، براى آن تا سخن فرشتگان شنويم ، و غرض ايشان از اين آن بود تا ايهام افگندندى جماعتى را كه ما غيب دانيم . چون بشنيدندى كه فلان چيز خواهد بودن ، بيامدندى و خبر دادندى [ و ] ( 3 ) چون به مخبر ( 4 ) موافق آمدى خبر را از آن كسان پنداشتندى كه ايشان غيب مىدانند . * ( فَمَنْ يَسْتَمِعِ الآنَ يَجِدْ لَه [ شِهاباً رَصَداً ] ) * ( 5 ) ، ضمير راجع است با لفظ « من » ( 6 ) . و شهاب نام ستاره است و پارهء آتش [ را هم شهاب گويند فى قوله : أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ ( 7 ) ، و نام آن ستاره كه به مانند آتش ] ( 8 ) در هوا كشيده مىشود چون تير . * ( رَصَداً ) * [ أى مرصدا ] ( 9 ) معدّا كالرّصد الَّذي على الطَّريق للقافلة ، به مانند باج بان كه ( 10 ) به سر راه باشد مترصّد و منتظر .
آنگه خبر مىدهند ( 11 ) از خويشتن به نفى علم غيب مىگويند ( 12 ) : * ( وَأَنَّا لا نَدْرِي ) * ، ما نمىدانيم كه به اهل زمين خداى تعالى چه مىخواهد شرّ و بلا و نكبت و بيمارى و تنگى و درويشى ، و يا خلاف آن ، رشد و صلاح و تن درستى و فراخى و تنگ دستى ( 13 ) و توانگرى .
* ( وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذلِكَ ) * ، آنگه مىگويند : در ميان ما همچنان باشد كه در ميان شما كه انسانيد ، از ما بهرى صالحان و نيك مردان باشند و بهرى فروتر از ايشان باشند در صلاح . * ( كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً ) * ، أى أهواء مختلفة و فرقا
هامش
( 9 - 8 - 5 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اسماع .
( 4 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : چون خبر ، چاپ شعرانى ( 11 / 288 ) : چون مخبر ، كه بر متن مرجّح است .
( 6 ) . اساس و أنّا لا ندري ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 7 ) . سوره نمل ( 27 ) آيهء 7 .
( 10 ) . آد ، كا : باجستان ، كا : باژاستان .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خبر دادند .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گفتند .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .