* ( وَالَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ ) * ، و آنان كه بر نماز محافظت كنند تا به اوقات خود بگذارند ( 1 ) . آنان كه جامع باشند به اين خصال ايشان در بهشتهايى باشند عزيز و مكرّم . [ چنان كه گفت : * ( أُولئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ ) * ] ( 2 ) .
آنگه گفت : * ( فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، چه بوده است اين كافران را . * ( قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ) * ، [ كه به جانب تو مىشتابند ، و گفتند ] ( 3 ) : روى به تو كرده ( 4 ) و گردن بكشيده ( 5 ) و چشم تيز كرده ، و تفسير « اهطاع » برفت در سورهء ابراهيم . و نصب او بر حال است ، و عامل در حال « ما » ى استفهامى است ، كانّه قال : اسئل عنهم مهطعين .
* ( عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ عِزِينَ ) * ، از راست و از چپ حلقه حلقه شده و گروه گروه و جماعت جماعت ، جماعات ( 6 ) في تفرقه ، گروهى باشند جمع جمع پراگنده ، يكى را عزة گويند و نظيرها فى الكلام : ثبة و ثبين و قلة و قلين و كرة و كرين ، و قال الرّاعي :
أ خليفة الرّحمن إنّ عشيرتي
أمسى سراتهم عزين فلولا
و قال عنترة :
و قرن قد تركت لذى ولىّ ( 7 )
عليه الطَّير كالعصب العزين
أبو هريره روايت كرد كه يك روز : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بيرون آمد و صحابه حلقه حلقه متفرّق شده بودند ، گفت :
مالي اراكم عزين
، چرا شما را پراگنده مىبينم ؟
هامش
( 1 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : بگذارند / بگزارند .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آورده .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گردن افراشته .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كذا ملىّ ، ضبط شعرانى ( 11 / 268 ) : لدى مكرّ ، با توجّه به منابع شعرى و ضبط تفسير قرطبى تصحيح شد .