تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
[ كريم ] ( 1 ) ، اين قول فرستندهء پيغمبرى است كريم ، يعنى قول خداى است - جلّ جلاله - على حذف المضاف و اقامة مضاف اليه مقامه ، كقوله : وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ ( 2 ) ، و غير ذلك من الايات و الأشعار . * ( وَما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ ) * ، آنگه گفت : اين قرآن نه قول شاعرى است . آنگه بر سبيل توبيخ گفت : اندك ايمان مىآريد . و در « ما » ، دو قول گفتند : يكى آن كه مصدرى است در هر دو موضع يعنى ، قليلا ايمانكم و قليلا تذكّركم ، و ديگر آن كه : « ما » زيادت است ، أى تؤمنون قليلا و تذكّرون قليلا ، و نصب او بر حال است . * ( وَلا بِقَوْلِ كاهِنٍ ) * ، و نه قول كاهنى است اين قرآن ، جز آن كه شما اندك انديشه كنيد ( 3 ) . خداى تعالى در اين آيت ( 4 ) رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله - تنزيه كرد از شعر و كهانت [ و ] ( 5 ) گفت : او نه شاعرى هست و نه كاهن و نه قرآن جنس شعر است و نه از قبيل كهانت . و كاهن آن باشد كه دعوى كند كه مرا از جنّ قرينانى هستند كه اخبار غيب [ 74 - ر ] بامن گويند و مرا از غايب ( 6 ) خبر دهند ، و حق تعالى اين براى آن گفت كه ايشان رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - يك بار شاعر خواندند ( 7 ) و يك بار كاهن . شاعرش براى آن خواندند ( 8 ) كه كلامى به اين نظم ( 9 ) بياورد ، و در آن تسميت ظلم كردند براى آن كه ايشان شعر شناختند ( 10 ) كه شعر كلامى باشد موزون مقفّى كه دليل معنى كند ، و دانستند كه اين كلام موزون نيست و نه مقفّى ، و لكن براى تهجين و تحقير كار او گفتند
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد ، و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 82 . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تنها تفكّر و انديشه كم مىكنيد . ( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آيات . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : غيب . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىخواندند . ( 8 ) . آد : براى آن گفتند : ، كا : براى او گفتند . ( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : منظومى . ( 10 ) . اساس : نشناختند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .