باشند ( 1 ) ، و اگر يك حلقهء او بر كوه نهند گداخته شود از گرماى آن .
* ( إِنَّه كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّه الْعَظِيمِ ) * ، آنگه [ خداى تعالى ] ( 2 ) بيان كرد كه : اين عذاب به اين سختى بر او براى آن باشد كه او به خداى بزرگوار ايمان ندارد .
* ( وَلا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ ) * ، و تحريض و حث نكند خود را و مردمان را بر آن كه درويش را طعام دهند ( 3 ) .
* ( فَلَيْسَ لَه الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ ) * ( 4 ) ، گفت : او را اين جا خويشى و دوستى نباشد كه به فرياد او رسد ، و گفتند : اشتقاق « حميم » كه خويشاوند باشد از آب گرم است ، يعنى براى او گرم شود و خشم گيرد ، و گفتند : دلش بر او گرم شود و بسوزد ( 5 ) .
* ( وَلا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ ) * ، و آن زرد آب و خون و ريم اهل دوزخ باشد كه از اندام ايشان فرو شسته شود ، پندارى غسالهء ايشان است كه از قروح و جروح ايشان مىآيد . ضحّاك و ربيع گفتند : درختى است كه خورش اهل دوزخ باشد .
* ( لا يَأْكُلُه إِلَّا الْخاطِؤُنَ ) * ، از آن طعام نخورند الَّا خطا كنندگان و گناهكاران ، و گفتند : مراد كافرانند كه أخطأوا الصّراط المستقيم ، كه ايشان راه راست خطا كرده باشند .
* ( فَلا أُقْسِمُ ) * ، آنگه گفت : قسم نكنم و سوگند نخورم ( 6 ) به آنچه شما مىبينيد [ و به آنچه شما نمىبينيد ] ( 7 ) ، يعنى به جملهء كاينات و موجودات ، و گفتند : به دنيا
هامش
( 1 ) . اساس : باشد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : دهد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( وَلا طَعامٌ ) * .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و نه نيز او را طعامى باشد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : قسم ياد مىكنم و سوگند مىخورم .