گفتند : اين عبارت است از اذلال و اهانت ، يعنى ما دست او گيريم و او را از مقام خود بر انگيزيم ( 1 ) ، چنان كه سلطان چون بر كسى خشم گيرد كسان خود را گويد : خذوه ( 2 ) بيده ، دست او گيريد ( 3 ) .
* ( ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْه الْوَتِينَ ) * ، آنگه رگ دل او ببريم ، آن رگ كه چون آن رگ ( 4 ) بريده شود خداوندش بميرد ، و گفتند : رگى است در پشت ، و گفتند : رگى است در ميان هر دو پىگردن ، و گفتند : رگى است كه دل را آب دهد .
* ( فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْه حاجِزِينَ ) * ، شما هيچ كس از او دفع نتوانيد كردن و عذاب ما از او نتوانيد گردانيدن ( 5 ) ، و اگر چه « أحد » گفت در لفظ ، * ( حاجِزِينَ ) * براى آن به لفظ جمع گفت كه رد كرد با معنى من قوله : * ( مِنْكُمْ ) * .
* ( وَإِنَّه [ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ] ) * ( 6 ) ، ضمير راجع است با قرآن ، و اين [ قرآن ] ( 7 ) ياد دهندهاى است و مذكّرى پرهيزگاران را .
* ( وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ ) * ، و ما دانيم ( 8 ) كه از شما ( 9 ) مكذّبان و دروغ دارندگاناند اين قرآن را .
* ( وَإِنَّه لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ ) * ، و اين قرآن فردا در قيامت حسرتى باشد كافران را چون ثواب مؤمنان و متابعان او بينند ، و ايشان كافر و مخالف بوده باشند از آن ثواب محروم باشند .
* ( وَإِنَّه لَحَقُّ الْيَقِينِ ) * ، گفتند : اضافت كرد حق را با يقين ، و اين هر دو يكى
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر انگيزانيم .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خذ .
( 3 ) . آد ، گا : بگير .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ببريم آن رگ چون .
( 5 ) . كا : بتوانيد گردانيدن .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىدانيم .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كه در ايشان .